ما وراى طبيعى آنها است كه مستقيماً مستند به خدا مىباشد .
همچنين در همهء آن آيات كه نمودها و حقايق و جريانات عالم طبيعى را آيات الهى معرفى مىكند با تفسير فوق توجيه مىشود . درك اين آيات با شفاف ساختن و صيقلى نمودن رويهء طبيعى اشياء است كه ما وراى خود را نشان مىدهد . اين است معناى جملهاى كه از على بن ابى طالب عليه السلام نقل مىشود كه :
ما رايت شيئا الا و روايت الله معه ( چيزى را نديدم مگر اين كه خدا را با آن ديدم ) .
با بيان فوق ، موضوع شفاعت عبارتست از قرار گرفتن روح آدم گنهكار در حوزهء ما وراى طبيعى روح شفاعت كننده كه خود مستقيما مستند به خدا است . بنا بر اين نه شرك لازم مىآيد و نه خلاف قانون .
مسئله سوم - شفاعت از ديدگاه قرآن
آيات مربوط به شفاعت در قرآن مجيد به چند گروه تقسيم مىشود :
گروه يكم
- مىگويد : هيچ كس بدون اعلام و اجازهء خداوندى و بدون شرط نمىتواند شفاعت كند مانند : « مَنْ ذَا اَلَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَه إِلَّا بِإِذْنِه 2 : 255 » . ( 1 ) ( كيست كه بدون اعلام و اجازهء او بتواند شفاعت كند ) و آيهء 28 الانبياء - يونس آيهء 3 - مريم آيهء 88 - طه آيهء 109 - سبا آيهء 23 - الزخرف آيهء 86 - النجم آيهء 26 - اكثر آيات اين گروه وقوع شفاعت را به اذن ( اجازه و اعلام ) الهى مشروط مىسازد . اگر موضوع شفاعت بدان جهت كه به شرك مىانجاميد يا نقض قانون بود امكان نداشت در اين صورت مشروط ساختن آن هم به اجازه و اعلام الهى صحيح نبود ، زيرا اين اجازه شبيه به آن بود كه خداوند به شرك ورزيدن مردم در بارهء خود اجازه بدهد يا نقض قانون جزمى را تجويز كند پس مىتوان گفت : اين گروه از آيات با روشنايى تمام امكان
هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 255 . .