« دنيا در زمانى كه بيش از همه به اين ارزشهاى اخلاقى و ضمانتهاى اجرايى آن ، در سطح ملى و بين المللى نياز دارد ، فاقد اين ارزشهاست . و آن جايى كه به شناسايى اين ارزشها تظاهر مىكند هيچ گونه ضمانتى براى اعمال و اجراى آن در روابط انسانها و دولتها وجود ندارد . دبير كل سازمان ملل در مصاحبه خود به ضعف سازمان ملل در اين مورد اشاره مىكند و مىگويد : سازمان ملل فاقد قدرت آمره و اجرايى است .
بنا بر اين بايد از قدرت اخلاقى خود استفاده كند و در جاى ديگر مىگويد : قدرتهاى بزرگ هميشه سعى دارند اختلافات خود را به طور دو جانبه و بين خودشان حل كنند و حتى اگر از اين راه هم موفق به حل اختلافات خود نشوند ، باز هم به سازمان مراجعه نمىكنند . . . بنا بر اين مىبينيم كه سازمان ملل در سلطه اخلاق و شيوه هاى اخلاقى قدرتمندان قرار گرفته است .
آيا نخستين گام براى اين كه سازمان ملل به نقش اصلى و واقعى خود باز گردد اين نيست كه امتيازات مريى و نامريى ابر قدرتها در اين سازمان لغو شود » .
از ملاحظهء مجموع مطالب دو مقالهء فوق ، مضمون بيت جلال الدين به خوبى خود را مىنماياند و لزوم تحديد قدرتها كه اسلحه در اختيار آنها قرار گرفته است روشن مىشود .
يعنى مضمون بيت جلال الدين از يك فرد قدرتمند كه سلاح به دست دارد و پاى بند اخلاق كلى انسانى نيست ، گرفته تا ابر قدرتهاى امروز دنيا را در بر مىگيرد .
67 - آيا عقل و فعاليت آن را مىتوان يكى از زيبايىها محسوب كرد ؟
از عدم چون عقل زيبا رو نمود
خلقتش داد و هزاران عز فزود
عقل چون از عالم غيبى گشاد
رفعت افزود و هزاران نام داد
كمترين ز ان نامهاى خوش نفس
اين كه نبود هيچ او محتاج كس
گر به صورت وا نمايد عقل رو
تيره باشد روز پيش نور او ( 1 )
هامش
( 1 ) دفتر چهارم ، ص 250 ، بيت 40 ، 41 ، 42 ، 43 . .