تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
فعاليتهايى است كه آدمى را به سوى اعتلاى روحى تحريك مىكند . دستهء اول تقريبا فعاليتهاى بىطرف است كه بهره بردارى از آنها تابع تفسير و توجيهى است كه انسان در بارهء خود معتقد شده است . دستهء دوم آن جنبه روحانى عقل است كه جلال الدين مىگويد :
عقل جنس آمد به خلقت با ملك
همين عقل ايمانى است كه مىتواند نفس و خواهشها و تمنيات حيوانى آن را مهار كند . در آن نزاع و كشاكش كه ميان عقل و نفس است ، تلفات بىشمار به انسانهايى كه متوجه نيستند كه عقل مىتواند بر نفس غالب شود و غلبهء عقل بر نفس لذت ما فوق لذايذ نفسانى دارد ، وارد مىشود . گروه ديگر كه در اين پيكار شكست مىخورند ، علت شكست آنها را در تفسيرى كه براى عقل و نفس نموده‌اند بايد جستجو كرد . اينان نفس و هوى و هوس و هيجان آنها را كاملًا طبيعى و مطابق قوانين جاريهء هستى شمرده و مىگويند : اگر خداوند نمىخواست كه مردم در لذايذ نفس و هوس غوطه ور شوند ، ريشه هاى آنها را به قوانين جبرى طبيعت پيوند نمىزد . بنا بر اين فعاليت عقل هم بايستى در همين راه مصرف شود . اما ديگر در اين باره فكر نمىكنند كه همين پيوند ناگسستنى ميان تعقل و وجدان با قوانين جاريه در وجود آدمى و موقعيت او در عالم هستى نيز وجود دارد در مكتب اپيكور و فرويد اين نظريه عملا تثبيت شده است ، اگر چه فرويد و امثال او سفارش اكيد به مغز و قلبشان كرده‌اند كه خدا را بهر شكل است از ديده گان انديشه و دريافت خود بر كنار كنند اين تفسير و توجيه استدلال به پيروى عقل از نفس است به وسيلهء خود عقل آقايان با عقل بىطرف از تمايلات و هوى و هوس ، آتش در ريشهء عقل شعله ور ساخته و دنيايى را به لجن كشيده و وادار كردند كه قرن ما را قرن ديوانگى بنامند در مبارزهء خود طبيعى و عقل -