تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
تا صورت دوم ( دو نفس و دو عقل ) زيرا اتحاد و فعاليت دو نفس به قيد و شرط كمترى نيازمند است ، در صورتى كه براى فعاليت هماهنگ دو عقل قيد و شرط و موانع زيادترى وجود دارد .

23 - عقل آدمى كه با ايمان اشباع شده است ، مىتواند غرايز و هوى و هوس را مهار كند .

طبع خواهد تا كشد از خصم كين عقل بر نفس است بند آهنين آيد و منعش كند واداردش عقل چون شحنه است در نيك و بدش عقل ايمانى چو شحنهء عادل است پاسبان و حاكم شهر دل است گربهء چه ؟ شير شير افكن بود عقل ايمانى كه اندر تن بود عقل در تن حاكم ايمان بود كه ز بيمش نفس در زندان بود ( 1 ) ز انكه عقلش غالب آمد بىز شك عقل جنس آمد به خصلت با ملك ور به هر دو مايلى انگيخته نفس و عقلى هر دوان آميخته هر دو در جنگند هان و هان بكوش تا شود بر نفس غالب عقل و هوش ( 2 ) اى خنك آن كس كه عقلش نر بود نفس زشتش ماده و مضطر بود عقل جزيىاش نر و غالب بود نفس انثى را خرد سالب بود ( 3 )
چون ابيات فوق احتياج به توضيح نداشت ، لذا به بيان يك مسئلهء كلى مىپردازيم : از مجموع ابيات جلال الدين در بارهء عقل جزيى تجربى با ملاحظهء مشهودات تجربى و منابع معتبر اسلامى و نظريات اخلاقيون ، اين حقيقت روشن مىشود كه عقل مانند وجدان فعاليتهاى گوناگون دارد ، بعضى از آنها تنها در تنظيم معلومات و پى ريزى اصول و قوانين و تطبيق بموارد و تجريد كليات به كار مىرود ، بعضى ديگر
هامش
( 1 ) دفتر چهارم ، ص 247 بيت 48 ، 49 ، 50 ، 53 ، 56 . .
( 2 ) دفتر چهارم ، ص 259 بيت 16 ، 31 ، 32 . .
( 3 ) دفتر پنجم ، ص 321 بيت 12 ، 13 . .