تا صورت دوم ( دو نفس و دو عقل ) زيرا اتحاد و فعاليت دو نفس به قيد و شرط كمترى نيازمند است ، در صورتى كه براى فعاليت هماهنگ دو عقل قيد و شرط و موانع زيادترى وجود دارد .
23 - عقل آدمى كه با ايمان اشباع شده است ، مىتواند غرايز و هوى و هوس را مهار كند .
طبع خواهد تا كشد از خصم كين
عقل بر نفس است بند آهنين
آيد و منعش كند واداردش
عقل چون شحنه است در نيك و بدش
عقل ايمانى چو شحنهء عادل است
پاسبان و حاكم شهر دل است
گربهء چه ؟ شير شير افكن بود
عقل ايمانى كه اندر تن بود
عقل در تن حاكم ايمان بود
كه ز بيمش نفس در زندان بود ( 1 ) ز انكه عقلش غالب آمد بىز شك
عقل جنس آمد به خصلت با ملك
ور به هر دو مايلى انگيخته
نفس و عقلى هر دوان آميخته
هر دو در جنگند هان و هان بكوش
تا شود بر نفس غالب عقل و هوش ( 2 ) اى خنك آن كس كه عقلش نر بود
نفس زشتش ماده و مضطر بود
عقل جزيىاش نر و غالب بود
نفس انثى را خرد سالب بود ( 3 )
چون ابيات فوق احتياج به توضيح نداشت ، لذا به بيان يك مسئلهء كلى مىپردازيم :
از مجموع ابيات جلال الدين در بارهء عقل جزيى تجربى با ملاحظهء مشهودات تجربى و منابع معتبر اسلامى و نظريات اخلاقيون ، اين حقيقت روشن مىشود كه عقل مانند وجدان فعاليتهاى گوناگون دارد ، بعضى از آنها تنها در تنظيم معلومات و پى ريزى اصول و قوانين و تطبيق بموارد و تجريد كليات به كار مىرود ، بعضى ديگر
هامش
( 1 ) دفتر چهارم ، ص 247 بيت 48 ، 49 ، 50 ، 53 ، 56 . .
( 2 ) دفتر چهارم ، ص 259 بيت 16 ، 31 ، 32 . .
( 3 ) دفتر پنجم ، ص 321 بيت 12 ، 13 . .