تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

روح تعبد محض را حتى در دانش پژوهان ايجاد كرد . مطالبى را كه ادگارپش ذيلا از فرويد نقل مىكند به طور دقيق ملاحظه كنيد : « تسلط به نفس - هر كس مىتواند به دون آن كه در صدد از بين بردن يا مكتوم داشتن غرايز خود باشد ، براى تسلط به اين غرايز كوشش كند و آن را كم و بيش تحت سلطه و ارادهء خويش قرار دهد . فرويد موضوع رام نمودن و مطيع ساختن تحريكهاى غريزى را كه مورد توصيه و عمل رواقيون بوده است بطريق زير توضيح مىدهد « خواهشها و تمناهاى روحى كه در مقابل اصالت حقيقت تسليم مىشود ، موجب تسلط به غرايز مىگردند . البته اين كار دليل بر آن نيست كه مردم از راضى كردن غرايز منصرف شده باشند . منتهى چون عدم ارضاى غرايز آزاد دردناك نيست ، لذا انسان با مطيع و منقاد ساختن خواهشهاى غريزى ، تضمينى در برابر رنج و محنت براى خود تأمين مىنمايد . بايد دانست كه انجام يافتن اين عمل به طور انكار ناپذير امكانهاى تمتع و لذت را تقليل مىدهد ، زيرا شادى و مسرت حاصل از اقناع يك غريزهء آزاد و غير مقيد بمراتب شديدتر از فرو نشاندن و راضى ساختن يك غريزه رام شده و مقيد است . مىتوان گفت كه دو مثلث اعمال روحى متكى به تسلط بر غرايز و توسعهء نيروى اخلاقى است ، ولى اين انضباط بالنسبه سخت كه اجراء كردن آن هم مستلزم طى يك راه طولانى است ، معمولا به اندازهء كافى رضايت خاطر انسان را فراهم نمىسازد و در وجدان باطن تأسفها و حسرتهاى مبهم و گاهى خرد كننده به ياد بود غرايز قديم و شادىهاى ابتدايى باقى مىمانند به جز در بعضى از طبايع نخبه . تسلط بر غرايز يك خصلت خشونت آميز و گاهى غير انسانى را در شخص به وجود مىآورد . » ( 1 ) اگر اين عبارات را كه نقل كرديم به طور صد در صد گفتهء خود فرويد بوده باشد ،

هامش
( 1 ) انديشه هاى فرويد ، ادگارپش ترجمه توسلى ، ص 110 و 111 . .