خلاصه تضاد در سيستم روانى انسانها را پيش از فرويد صدها بلكه هزاران متفكر شرق و غرب ديده و بمحاسبه آورده بودند ، تنها تفاوتى كه ميان فرويد و ديگران وجود دارد ، اين است كه آنان لزوم تعديل تضاد غرايز طبيعى را با تعقل و انديشه و هماهنگ ساختن آنها را توصيه نموده و در رهبرى و توجيه تضاد مزبور ، عقل و انديشهء والاى آدمى را مقدم مىداشتند . فرويد انسان را وارونه كرده و با اين جمله كه در سازمان روانى وازدگى ايجاد نكنيد دستور دادند : كه حق تقدم با غرايز طبيعى است . دو صدمهء روشن از اين نظريه بجهان بشريت وارد آمد : يك - ديوانگى و بيزارى از عقل و انديشه ، تا جايى كه مجلهء تايم علنا در اين موضوع مقالهاى منتشر كرد كه : « تمجيد از ديوانگى و انديشه عادت بدى است » . ( 1 ) دوم - ايجاد عقده هاى روانى و به زانو در افتادن انسانها در مقابل آنها . توضيح اين كه در امتداد تاريخ بشر همواره انسانها از ناتوانى از اشباع غرايز طبيعى مخصوصاً غريزهء جنسى محروميتها مىديدند ، اما اين محروميتها غالبا جنبهء ضربهاى و عقدهاى نداشته است ، بلكه بدان جهت كه تحت تعليم اخلاق و مذاهب هوا و هوس و شهوات را تعديل مىكردند ، اين كوشش موجب تقويت عقل و انديشه و روح مىگشت و جلال الدينها و ابن سيناها و توماسها و اوگوستينها و ساير عظماى بشريت را به وجود مىآورد . اين داد و فريادها : ( با مهار كردن غرايز عقدهء روانى در خود ايجاد نكنيد ) خود موجب آن شد كه بىاعتنايى يك دختر و اشاره نكردن با ابرو به يك پسر ، كه او را مىخواست ، آن آقا پسر در انديشهء فرو رفت و به خود تلقين كرد كه به بيمارى روانى ناشى از عقده و وازدگى مبتلا شدهام بدينسان فرويد بيش از آن كه واقعيات را كشف كند و راه چاره به مشكلات بشرى كه ناشى از عدم توجيه صحيح تضاد سازمان روانى است . نشان بدهد ، دست به كار تلقين شده باهالهء مقدس دانش بىمحاسبه كه چشمهاى عاميان را خيره مىكند ، و با به دست آوردن بعضى از مطالب صحيح در ضمير خود آگاه و ناخود آگاه و مراحل متوسط
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 240
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤٠
هامش
( 1 ) مجله تايم ، مورخ 13 مارس 1972 ص 27 و 30 . .