شدن در ماده و جلب سود و معاش است ، بىهوده آن عقل را به درك حقايق و حركت به واقعيات انسانى - الهى وادارش نسازيد . دوم - عقل عالى است كه انسان را به اوج عظمت بپرواز در مىآورد .
5 - اگر بخواهيد خاصيت اساسى عقل جزيى تجربى را بيابيد ، اين است كه اين سود جو و نقد طلب كارى با اميد و فردا و اشتياق و انتظار ندارد .
اين كامجو تنها ، روز را مىبيند و در روز همان ساعت را درك مىكند كه در آن قرار گرفته است .
نقد امروز گذران بهتر است از نسيه فرداى جاودان .
اين است شعار هميشگى عقل جزيى تجربى 6 - عقل جزيى تجربى گوشهاى بسيار حساس و شنوا دارد ، اما تنها صدايى را كه مىشنود عبارت است از صداى سود آور و سود بخش .
اين هم صحيح است كه هر اندازه كه عقل قوىتر شود ، خود طبيعى ضعيفتر و لاغرتر مىگردد .
ز انكه غالب عقل بود و خر ضعيف
از سوار زفت گردد خر نحيف ( 1 )
19 - هوى و هوس و حرص چشم عقل را كور مىكند ، مگر اين كه رهبر الهى بدادش برسد .
ز ان ندايى كت ز دانش دور كرد
ميل دنبه چشم عقلت كور كرد ( 2 ) رحم بر عيسى كن و بر خر مكن
طبع را بر عقل خود سرور مكن ( 3 ) عقل تو مغلوب دستور هواست
در وجودت ره زن راه خداست ( 4 ) كاين هوا پر حرص و حالى بين بود
عقل را انديشه يوم الدين بود
هامش
( 1 ) دفتر دوم ، ص 107 بيت 57 . .
( 2 ) دفتر دوم ، ص 107 بيت 57 . .
( 3 ) دفتر دوم ، ص 121 بيت 3 . .
( 4 ) دفتر دوم ، ص 107 بيت 54 . .