تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
اما از نظر مادى همان است كه همهء ما او را مىبينيم : 1 - نان و مواد ديگر مبدل به اجزاء درونى و برونى انسان مىگردد . 2 - اين انديشه ها و تعقلها كه وابستهء مواد هستى و ساير كرات فضايى است حقيقتى است ، عقل عالى تجرد يافته كه جهان را در خود مىبيند حقيقت ديگر . 3 - اين همه انديشه و فهم و وهم جز موج ماده چيز ديگرى نيست ، الا اين كه موج ديگرى مىتواند از اقيانوس وجود آدمى بر خيزد و سر بكشد و تا سر منزل لقاء الله برسد .

15 - خواب و رؤياى هر كسى مطابق عقل و انديشهء او در حال بيدارى است .

خواب احمق لايق عقل وى است همچو او بىقيمت است و لا شىء است خواب ناقص عقل گول آمد كساد پس ز بىعقلى چه باشد خواب باد ( 1 )
دو بيت فوق آن قسم از خوابهاى طبيعى را گوشزد مىكند كه مطابق انديشه ها و توهمات و تجسمات و تعقلهاى حالت بيدارى است . متأسفانه بعضى از عشاق خيره به معبود خويش در علم ، تمام خوابها را در همين قسم منحصر كرده‌اند ، ما در مجلدات گذشته در اين باره مشروحا بررسى كرده‌ايم .

16 - اگر عقل را به فعاليت وادار نكنيم ، رفته - رفته از كار مىافتد .

ده مرو ده مرد را احمق كند عقل را بىنور و بىرونق كند ( 2 )
اين هم يك حقيقت بسيار عالى است كه چنان كه با از كار انداختن بعضى از عضلات ، آن عضله از فعاليت خود ساقط مىشود و اين موضوعى است كه از نظر علمى چنان كه لامارك مورد بررسى قرار داده است قابل قبول است ، همچنان عقل جزئى
هامش
( 1 ) دفتر ششم ، ص 416 بيت 21 و 23 . .
( 2 ) دفتر سوم ، ص 145 بيت 56 . .