خويش را با آن تنظيم نمايد .
5 - اين عقل جزيى تجربى توانايى آن را ندارد كه ديوار ضخيم هستى را بشكافد و به آن سوى هستى روانه شود و از آن سو اين هستى را دريابد .
14 - عقل جزيى محصول ماده و موجى از امواج آن است .
باز نان را زير دندان كوفتند
گشت عقل و جان و فهم هوشمند ( 1 ) عقل كان باشد ز دوران زحل
پيش عقل ما ندارد آن محل ( 2 ) موج خاكى فكر و فهم و وهم ماست
موج آبى صحو و سكر است و فناست ( 3 )
مغز و فعاليتهاى طبيعى آن ، جلوهاى از ماده و موجى از امواج آن است . اين حقيقتى است كه الهيون نيز به آن معتقدند . انديشه ، تداعى معانى ، حافظه ، هوش ، تجسيم ، تعقل همه و همهء اين پديده ها در مغز و در ميدان ماده به عنوان محصولات عالى ماده نمودار مىگردد .
ابيات فوق با كمال صراحت اين حقيقت را باز گو مىكند . ولى مطلب اين جا است كه روح انسانى در آن پديده ها خلاصه نمىشود ، به عبارت ديگر الهيون و آنان كه به تجرد و ابديت روح معتقدند ، آن چه را كه ماديون از نظر علمى مىگويند ، منكر نيستند ، بلكه چيزى را اضافه مىكنند و مىگويند :
وقتى كه ما عظمت انسان را مشاهده مىكنيم و مىبينيم كه با تمام محبوس بودنش در قفس ماده مىتواند به جهان هستى مسلط شود و مىتواند همهء انسانها را اجزاء خود و خود را جزء انسانها بداند و مجهولات را كشف كند و اعتلاى روحى فوق تصور پيدا كند و تا بىنهايت كشش پيدا كند ، بايد از اين همه كمالات بدانيم كه روح آدمى موجوديت ديگرى دارد كه باعث اين همه شگفتىها مىگردد .
هامش
( 1 ) دفتر اول ، ص 63 بيت 28 . .
( 2 ) دفتر پنجم ، ص 323 بيت 24 . .
( 3 ) دفتر اول ، ص 14 بيت 16 . .