جلال الدين در بارهء عقل و اقسام و مراتب آن مطالب فراوانى گفته است . اين مطالب را با اين كه از نظر علمى و فلسفى سيستماتيك مطرح نكرده است ، ولى مىتوان گفت : در اين موضوع توانسته است عالىترين مطالب مربوط به عقل را بيان كند .
ما اين مطالب را تدريجاً تحت ابياتى كه سروده است ، به طور اختصار بررسى مىكنيم :
1 - عقل كل زير بناى هستى است .
تا چه عالمهاست در سوداى عقل
تا چه با پهناست اين درياى عقل
عقل بىپايان بود عقل بشر
بحر را غواص بايد اى پسر
عقل پنهان است و ظاهر عالمى
صورت ما موج يا از وى نمى ( 1 ) اين جهان يك فكرت است از عقل كل
عقل كل شاه است و صورتها رسل ( 2 ) كل عالم صورت عقل كل است
اوست باباى هر آنك اهل قل است
چون كسى با عقل كل كفران فزود
صورت كل پيش او هم سگ نمود ( 3 ) عقل كل سر گشته و حيران توست
كل موجودات در فرمان توست
عذر خواه عقل كل و جان تويى
جان جان و تابش مرجان تويى ( 4 ) زهره نى مر زهره را تا دم زند
عقل كلش گر ببيند كم زند ( 5 ) عقل كل و نفس كل مرد خداست
عرش و كرسى را مدان كز وى جداست ( 6 )
هامش
( 1 ) دفتر اول ، ص 2 بيت 17 و 18 و 19 . .
( 2 ) دفتر دوم ، ص 94 بيت 18 . .
( 3 ) دفتر چهارم ، ص 268 بيت 20 و 21 . .
( 4 ) دفتر چهارم ، ص 247 بيت 57 و 58 . .
( 5 ) دفتر سوم ، ص 197 بيت 7 . .
( 6 ) دفتر پنجم ، ص 286 بيت 38 . .