در بيان آن كه عقول خلق متفاوت است در اصل فطرت و نزد معتزله متساوى است و تفاوت از تحصيل علم است .
( ( 1537 ) ) آن تفاوت هست در عقل بشر
كه ميان شاهدان اندر صور
( ( 1538 ) ) زين قبل فرمود احمد در مقام
در زبان پنهان بود حسن رجال
( ( 1539 ) ) اختلاف عقلها در اصل بود
بر وفاق سنّيان بايد شنود
( ( 1540 ) ) بر خلاف قول اهل اعتزال
كه عقول از اصل دارند اعتدال
( ( 1541 ) ) تجربه و تعليم بيش و كم كند
تا يكى را از يكى اعلم كند
( ( 1542 ) ) باطل است اين ز ان كه راى كودكى
كه ندارد تجربه در مسلكى
بگذرد ز انديشهء مردان كار
عاجز آيد كارشان در اضطرار
( ( 1543 ) ) بر دميد انديشهء ز ان طفل خرد
پير با صد تجربه بويى نبرد
( ( 1544 ) ) خود فزون آن به كه آن از فطرت است
ز ان فزونى كه ز جهد و فكر توست
( ( 1545 ) ) تو بگو دادهء خدا بهتر بود
يا كه لنگى را هوارانه رود ؟
( ( 1539 ) ) اختلاف عقلها در اصل بود
بر وفاق سنّيان بايد شنود
( ( 1540 ) ) بر خلاف قول اهل اعتزال
كه عقول از اصل دارند اعتدال
آيا عقول انسانها از اصل با يكديگر اختلاف دارند ؟
اگر مقصود از عقل يك نيروى روانى بوده باشد كه براى تشخيص واقعيات و صحيح و غلط و باطل و حق به كار مىافتد ، به جهت وابستگى شديدى كه بروح دارد ، و روح آدمى هم يك حقيقت مجهول است ، نمىتوان در شناخت عقل و اتحاد و اختلاف آن در انسانها جملهء نهايى را به زبان آورد و اگر مقصود از عقل همان معناى مصدرى است