تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧

در بيان آن كه عقول خلق متفاوت است در اصل فطرت و نزد معتزله متساوى است و تفاوت از تحصيل علم است .

( ( 1537 ) ) آن تفاوت هست در عقل بشر كه ميان شاهدان اندر صور ( ( 1538 ) ) زين قبل فرمود احمد در مقام در زبان پنهان بود حسن رجال ( ( 1539 ) ) اختلاف عقلها در اصل بود بر وفاق سنّيان بايد شنود ( ( 1540 ) ) بر خلاف قول اهل اعتزال كه عقول از اصل دارند اعتدال ( ( 1541 ) ) تجربه و تعليم بيش و كم كند تا يكى را از يكى اعلم كند ( ( 1542 ) ) باطل است اين ز ان كه راى كودكى كه ندارد تجربه در مسلكى بگذرد ز انديشهء مردان كار عاجز آيد كارشان در اضطرار ( ( 1543 ) ) بر دميد انديشهء ز ان طفل خرد پير با صد تجربه بويى نبرد ( ( 1544 ) ) خود فزون آن به كه آن از فطرت است ز ان فزونى كه ز جهد و فكر توست ( ( 1545 ) ) تو بگو دادهء خدا بهتر بود يا كه لنگى را هوارانه رود ؟ ( ( 1539 ) ) اختلاف عقلها در اصل بود بر وفاق سنّيان بايد شنود ( ( 1540 ) ) بر خلاف قول اهل اعتزال كه عقول از اصل دارند اعتدال

آيا عقول انسانها از اصل با يكديگر اختلاف دارند ؟

اگر مقصود از عقل يك نيروى روانى بوده باشد كه براى تشخيص واقعيات و صحيح و غلط و باطل و حق به كار مىافتد ، به جهت وابستگى شديدى كه بروح دارد ، و روح آدمى هم يك حقيقت مجهول است ، نمىتوان در شناخت عقل و اتحاد و اختلاف آن در انسانها جملهء نهايى را به زبان آورد و اگر مقصود از عقل همان معناى مصدرى است