در اين مقام حرف مزن ، پاكبازانه سكوت كن و بگذار او بگويد ، بگذار اسرار حال را از زبان بىزبان بشنوى كه مىگويد : برخيز ، از سر كون و مكان برخيز به سوى ملكوت بال و پرى بگشاى ، اگر بناتوانى خود معترف باشى و دم در نياورى ، آن چه را كه غير قابل بيان و خارج از عهدهء زبان و كتاب و خطاب است خواهى شنيد . تو دم در نياور ، و در كشتى كه ساختهء نوح و با مشيت الهى در حركت است ، به شنا كردن بپرداز .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 145
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٥