تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
مجنون براى فرزندش مطرح مىشد ، موجوديت او را با عاطفهء مادرى و فرزندى توجيه مىكرد ، در حالى كه براى مجنون تنها از نظر عشق و تمايل جنسى قابل تفسير بود و پدر ليلى هم با عاطفهء پدرى و دخترى در وى مىنگريست . 3 - شرايط و مقتضياتى كه پيرامون موضوع را فرا گرفته است - اين شرايط اعم از زمان و مكان و عوامل طبيعى و انسانى است كه موجب مىشود براى ناظرين از يك حقيقت هزاران قيافه بسازد ، به طورى كه ممكن است همان شرايط يك حقيقت را در نمودهاى متضاد نشان بدهد . همين موجود انسانى را در نظر بگيريم كه از نظر طبيعى و روانى تقريبا موجود واحدى است ، حالا اختلاف ديدگاهها را دقت فرماييد : 1 - از نظر يك انسان الهى - نهالى است از نهالهاى باغ خداوندى نمونه‌اى از شعاع خورشيد ربوبى در او وجود دارد . 2 - از نظر يك انسان سود جو - موجوديست كه مىتواند وسيلهء سود بخشى بوده تمام موجوديت طبيعى و روانىاش همه و همه مانند درختى است كه فقط مطلوبيت خود را از بار دادن به ديگران دارا مىباشد ، همهء انسانها را در باغ وجود براى او كاشته شده‌اند كدام باغبان آنها را كاشته است ؟ به او چه براى چه كاشته است ؟ به او چه اما خودش خودش براى سود بردن آفريده شده است 3 - از نظر يك انسان ستمديده كه قوانين و كيفرها و قضات حق انسانيت او را منكر شده‌اند . موجوديت او در چنگال قواى سه گانه متلاشى شده است ، قيافهء اين گونه انسانها را در ژان والژان كتاب بىنوايان مطالعه نماييد . در نظر اين گونه انسانها ، نوع انسانى گرگى است كه ناتوانان به منزلهء ميشهاى بىدست و پاى آنها هستند . 4 - از نظر شهوت پرستان - انسانها موجوداتى هستند كه براى تخليه شهوت يكديگر آفريده شده‌اند . حكمت آفرينش چشم ، تنها نگريستن با سافل اعضا و زيبايىهاى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 123 | محمد تقي جعفري