تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
( ( 1304 ) ) خود چه جاى حدّ بيدارى و خواب دم مزن و الله اعلم بالصواب ( ( 1305 ) ) دم مزن تا بشنوى ز ان مه لقا الصلا اى پاكبازان الصلا دم مزن تا بشنوى اسرار حال از زبان بىزبان كه قم تعال دم مزن تا بشنوى ز ان دم زنان آن چه نايد در بيان و در زبان ( ( 1306 ) ) دم مزن تا بشنوى ز ان آفتاب آن چه نامد در كتاب و در خطاب ( ( 1307 ) ) دم مزن تا دم زند بهر تو روح آشنا بگذار در كشتىّ نوح ( ( 1267 ) ) از نظرگه گفتشان شد مختلف آن يكى دالش لقب داد آن الف ( ( 1268 ) ) در كف هر كس اگر شمعى بُدى اختلاف از گفتشان بيرون شدى

موقعيتهاى مخصوص است كه ديدگاه هاى مخصوص براى ناظران مىسازد

اين مسئله در دفاتر مثنوى بارها مطرح شده است و مطلب فوق العاده مهمى را در بر دارد ، ما در اين مورد يك توضيح مختصر در بارهء آن مىدهيم : موقعيتهاى مخصوص كه در هر لحظه دامن گير نظاره كنندگان در حقايق جهان هستى است ، قيافه هاى مشخصى از يك حقيقت را براى آدميان بر مىنهد . اين موقعيتها از عوامل گوناگونى ناشى مىشود . از آن جمله : 1 - مقدار علم به آن حقيقت ، كسى كه از گل جز رنگ آن را درك نمىكند ، از حقيقت گل تنها قيافه مربوط به رنگ آن را مىبيند و در موجوديت آن هر محاسبه‌اى كه انجام بدهد ، روى همان قيافهء مخصوص خواهد بود . كسى ديگر تنها بوى آن گل را درك مىكند ، و شخص ثالث شكل آن را . مسلم است كه اين تفسيرهاى مختلف در بارهء موجوديت گل كه يك حقيقت است ناشى از موقعيت علمى اشخاص مزبور است . 2 - موقعيتهاى مربوط به اميال و خواسته ها - اگر موجوديت ليلى معشوقه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 122 | محمد تقي جعفري