تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
تا سر حد جنون ممكن است پيش رفته باشد ، همينها ، درست همين چيزهاست ، كه در هيچ قاموس ، و سپاهه و صورتى از مصالح و منافع نوشته نشده است ، و همينهاست كه من آنها را مصلحت آميز مصالح نام گذاشتم ، محال است كه بتوان اينها را طبقه بندى كرد - وجود همين عوامل است كه تمام تئورىها ، روشها و سيستمهاى عاقلانه اشتباه در مىآيد و به كلى از بين مىرود . اين آقايان دانشمندان و علماى علم الاجتماع از كجا مىدانند كه بشر به اراده‌اى نجيبانه و موقر و طبيعى و عادى بايد احتياج داشته باشد و احتياج دارد ؟ چه شد به اين فكر و انديشه پرداختند ، كه بدون كوچكترين شك و ترديد اظهار دارند و بپذيرند ، كه حتما بشر اراده‌اى عاقلانه و مصلحت آميز لازم دارد ؟ انسان فقط و فقط تسليم تمايلات مستقل خودش است ، و هم آن را لازم دارد و بس - اين استقلال هر چه گران تمام شود ، و بهر كجا او را بكشاند و با خود ببرد فرق نخواهد كرد - هم آن را مىخواهد . و اما اين اراده - فقط شيطان مىداند كه . . . باز مىشنوم كه قهقهه را سر داده‌ايد و حرفم را قطع مىكنيد كه : ها ها ها اراده اراده كه اصلا و حقيقتاً وجود خارجى ندارد ، علم امروز بشر را كاملا تشريح كرده است ، و همه مىدانيم كه اين ارادهء به اصطلاح آزاد ، چيز ديگرى نيست ، جز . . » . آقايان من ، اندكى صبر كنيد خودم نيز مىخواستم همين مطلب را شروع كنم اقرار مىكنم ، كه وقتى اين ايراد شما بخاطرم رسيد تقريبا ترسيدم . درست به جايى رسيده بودم ، كه مىخواستم بگويم كه اين اراده را شيطان فقط مىداند ، كه ممكن است بچيزهايى مربوط باشد ، و ما بايستى نمىدانم بدليل داشتن و يا نداشتن آن از خدا تشكر كنيم و . . . يك مرتبه به ياد علم ، همان علمى كه مىفرماييد ، افتادم و . . . شما حرفم را قطع كرديد . خوب ما فرض مىكنيم كه يك روز واقعا فرمول تمام آرزوها و اميال خودمان را پيدا كنيم ، منظور اين است كه بفهميم كه اين اميال و طلبها از چه چيزهايى