تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
( 1 ) نعمان بن بشير در بارهء آيهء :
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ
« 1 » مىگويد : شبى على ( ع ) اين آيه را تلاوت كرد و فرمود : « من از ايشان هستم » ، و هنگامى كه نماز بر پا شد برخاست و گفت : «
لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها
. » « 2 » - « 3 » ( 2 ) ابو سعيد در بارهء آيهء :
وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ
« 4 » - مىگويد : تو آن‌ها را در كينهء نهفته در گفتارشان نسبت به على ( ع ) مىشناسى . « 5 » « 6 »
هامش
( 1 ) انبياء / 101 ؛ كسانى كه پيش از اين مقرّر كرده‌ايم كه به آن‌ها نيكويى كنيم ، از جهنّم بركنارند . ( 2 ) همان . ( 3 ) شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 273 پيرامون دلالت اين آيه مىگويد : « دلالت اين آيه پيرامون آن چه در آيهء گذشته بدان اشاره كرديم به آسانى دريافت مىشود . ما در آيهء سى و دومإِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ[ حجر / 47 ؛ دلائل 2 / 222 - 218 ] توضيح داديم كه مژده دادن به شخص معين در رسيدن به ارمغان وعده داده شده و در امان بودن از تهديد همراه با آگاهى او اقتضاى بشارت به عصمت او يا چيزى نظير آن دارد . در آن جا توضيح داديم كه خلفاى سه‌گانه و نظاير آن‌ها چنين نبوده‌اند . پس امير المؤمنين ( ع ) تنها معصومى است كه بر ديگران برترى دارد و لذا همو امام خواهد بود . » ( 4 ) محمّد / 30 ، و از لحن سخن آن‌ها را البتّه خواهى شناخت . ( 5 ) همان 1 / 321 - 320 . ( 6 ) ابن بطريق در خصائص / 126 مىگويد : « منظور خداوند از اين سخن :فِي لَحْنِ الْقَوْلِبغض نسبت به على ( ع ) است و به همين سبب پيامبر ( ص ) مىفرمايد : « جز مؤمن تو را دوست نمىدارد و جز منافق به تو بغض نمىورزد » ، و كسى كه بغض نسبت به او نشانهء نفاق و دوست داشتن او نشانهء ايمان باشد نياز امّت به او آشكارتر و اهتمام او به ولايت ، همه جانبه‌تر و گواه وضع او روشن‌تر از آوردن استدلال خواهد بود :إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ. علّامهء مجلسى در بحار الانوار 36 / 178 مىگويد : « كسى كه دوست داشتن او از پايه‌ها و نشانه‌هاى ايمان باشد جز پيامبر يا امام نخواهد بود كه اين نيز فضيلت بزرگى است كه از ميان صحابه ، على ( ع ) بدان اختصاص يافته است و مقدّم داشتن ديگرى بر او مقدّم داشتن مفضول است ، به ويژه آن كه اين فضيلت با فضايل ديگرى جمع شده است كه به شماره در نمىآيد - چنان كه آمد و خواهد آمد - . » شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 155 با اين سخن استدلال مىكند و چنين مىافزايد : « ملاك ايمان و نفاق ، تنها حبّ و بغض نيست بلكه التزامات معمولى آن است كه عبارت است از اقرار به خلافت يا انكار آن كه بدان تصريح شده است . پس هر كه به دو بغض ورزد معمولا چنين است كه امامت او را انكار كرده است و هر كه اين بغض را ايمان بنماياند منافق است و هر كه او را دوست بدارد به امامت او باور دارد . »
كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 374 | العلامة الحلي / حميد رضا آژير