تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
( 1 ) حبّه عرنى در بارهء آيهء :
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى
« 1 » - مىگويد : چون پيامبر ( ص ) دستور داد درهاى مسجد را ببندند بر جماعت ، دشوار آمد . حبّه گفت : در آن گاه به حمزة بن عبد المطلب مىنگريستم كه زير مخملى قرمز سر فرو برده بود و مىگريست و مىگفت : عمويت و ابو بكر و عمر و عبّاس را بيرون كردى و پسر عمويت را نگاه داشتى . در اين هنگام مردى گفت : در بالا بردن پسر عمويش از هيچ چيز كوتاهى نمىكند . پس پيامبر ( ص ) دانست كه اين سخن بر آن‌ها گران آمده است و نداى نماز جماعت سر داد و بر منبر شد و خطبه‌اى خواند كه هيچ كس تا آن روزگار از پيامبر ( ص ) خطبه‌اى چنين بليغ در تحميد و توحيد نشنيده بود . پس چون از خطبه فارغ شد فرمود : اى مردم ! نه من درها را بستم و نه من گشودم و نه من شما را بيرون كردم و نه من او را در كنار خود جاى دادم . و اين آيه را خواندم :
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
تا
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
. « 2 » - ( 2 ) ابن عبّاس در بارهء آيهء
وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
« 3 » - مىگويد :
إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ
يعنى ابو جهل ،
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا
يعنى على ( ع ) و سلمان .
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ
« 4 » - على ( ع ) و سلمان هستند . « 5 »
هامش
( 1 ) نجم / 201 ؛ و ستاره آن گاه كه فرود آيد ، يار شما نه گمراه شده و نه از روى هوى سخن مىگويد . ( 2 ) همان . ( 3 ) و العصر 201 ؛ سوگند به زمان ، همانا انسان البتّه در زيانكارى است مگر آن‌ها كه ايمان آوردند و شايسته عمل كردند . ( 4 ) توبه / 100 ؛ و پيشينيان و نخستينيان . ( 5 ) علّامهء مجلسى اين خبر را در بحار الانوار 35 / 334 به نقل از اين كتاب آورده و در توضيح آن مىگويد : « اگر پيشى گرفتن سلمان در آوردن اسلام مورد گفتگو قرار گيرد ممكن است مقصود از پيشى گرفتن او به حسب رتبه باشد نه به حسب زمان . يا گفته شود : او پيش از رسيدن به محضر پيامبر ( ص ) مؤمن بوده است - چنان كه در باب احوال او گفته آمد - ، همان گونه كه گفته شده : او به پيامبر ( ص ) رسيد در حالى كه پيش از بعثت به حضرت ( ص ) ايمان آورده بود ، و در برخى كتب معتبر آمده است كه او واسطهء نزديك كردن ابو بكر به پيامبر ( ص ) در مكّه بود ، و اين چنان است كه صاحب كتاب احقاق الحق بيان داشته است . »