( 1 ) امام باقر ( ع ) در بارهء آيهء كريمهء :
فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ
« 1 » - مىفرمايد : مقصود از آن على ( ع ) « 2 » - است . « 3 »
( 2 ) امام باقر ( ع ) در بارهء اين آيه :
إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ
« 4 » - مىفرمايد : شما را به ولايت على بن ابى طالب ( ع ) فرا مىخواند . « 5 » « 6 »
هامش
( 1 ) اعراف / 44 ؛ آن گاه آواز دهندهاى در آن ميان آواز دهد .
( 2 ) همان .
( 3 ) شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 277 روايتى را از امير المؤمنين ( ع ) نقل مىكند كه فرموده است : « نفرين خدا بر ستمگران » يعنى : كسانى كه ولايت مرا تكذيب كردند و حقّم را ناچيز شمردند . او سپس در توضيح اين آيه و اين خبر مىگويد :
« دلالت اين آيه بر مطلوب ، آشكار است ، زيرا مقصود از ستمگران يا مطلق سركشان است كه در اين هنگام ناگزير بايد مؤذّن ، معصوم باشد ، چه ، صحيح نيست سركشى نداى نفرين سركشان سر دهد ، و اگر معصومى باشد تنها و بىنظير ، همان امام خواهد بود ، زيرا چنان كه گفته آمد عصمت ، شرط امامت است ، و دور مىنمايد نداى نفرين ، هر سركشى را در برگيرد ، و يا مقصود از ستمگران ، مرتكبان گناهان كبيره همچون كفر و نفاق است كه بغض به على هم از جملهء آنهاست - چنان كه گفته شد - ، و بدون ترديد هر يك از مردم كه دشمنى به او موجب نفرين گردد و چنين كسى به روز رستخيز در برابر همگان چنين ندايى را سر دهد همو امام حق است و منادى بودن او خود دليلى است بر فضل و برترى او به امّت و شخص افضل ، همان امام خواهد بود . گواه دلالت آيه بر امامت ، خبر آخرين است كه مقصود از ولايت در آن ، امامت است ، زيرا تكذيب ، بدان تعلّق مىگيرد نه به حبّ و دوستى ، و به مقتضاى اطلاق ولايت در حديث ، ديگر تفاوتى نخواهد بود ميان كسى كه امامت او را مطلقا تكذيب كند يا در زمانى خاص . » علّامهء مجلسى در بحار الانوار 36 / 65 در بيان اين آيه و اين سخن پروردگار :طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ[ رعد / 29 ؛ ] و بازگشت آن دو به على ( ع ) مىگويد :
« همين دو كافى است در فضل و استحقاق او از براى تقديم به آدميانى نادان ، فرومايه ، خشن و ناكس ، و خداوند هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند . »
( 4 ) انفال / 24 ؛ آن گاه شما را به آن چه زندهتان مىگرداند فرا مىخواند .
( 5 ) همان .
( 6 ) علّامهء مجلسى در بحار الانوار 36 / 186 مىگويد :
« اگر مقصود از ولايت ، خلافت است - چنان كه به نظر مىرسد - آيه ، دلالت دارد بر وجوب فرمان برى از او و اعتقاد به خلافتش ، و اگر مقصود يارى و محبّت بدوست باز هم دلالت بر امامت او دارد ، زيرا وجوب محبّت و يارى به دو و اين كه اين دو عامل از عواملى است كه زندگى جاودانهء معنوى انسان را زنده مىكند به همراه تهديد و بيم دادن بر ترك آن ، دلالت دارد بر فضيلت سترگى كه به امام اختصاص دارد و بر اين پايه - چنان كه بارها گفته شد - جايز نيست كسى ديگر بر او مقدّم داشته شود .
شيخ مظفّر مانند همين مفهوم را آورده است . بنگريد به : دلائل الصّدق 2 / 278 .