هامش
اگر آنها به اين فرمان الهى گردن نهند كه : «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ» [ نساء / 83 ؛ ] و «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» خداوند نيز آنها را به نور هدايت مىرساند و به آنها آن مىآموزد كه نمىدانند و از قياس و اجتهاد به رأى بىنيازشان مىسازد . او در همين مأخذ / 56 - 55 مىگويد :
« چون با پيامبر ( ص ) مخالفت شد و سخن او را به كنارى نهاده و اوامرش در بارهء اهل بيت ( ع ) با سركشى رو به رو گشت و مردم در برابر آنها خود رأيى به كار زدند و حقّشان را انكار كردند و از دادن ارثشان خوددارى ورزيدند و از روى تجاوز و حسادت و ستم و دشمنى به تبانى با يك ديگر پرداختند ، بر مخالفان امر او و سركشان در برابر ذريّهء او و پيروان ايشان و هر آن كه به عملكرد آنها خشنود بود تهديد الهى در پيش آمدن فتنه و عذاب دردناك ، ثابت گرديد و خداوند با كور كردنشان در پيمودن مسير معتدل و اختلاف در احكام و گرايشها و پراكندگى در آرا و پرداختن به كارهاى كوركورانه ، خيلى زود فتنه در دين را برايشان پيش آورد و براى آنها تا روز حساب در رستخيز عذابى دردناك فراهم آورد . » بنگريد به همين معنا در : طرائف / 117 و دلائل الصدق 2 / 477 .
ما برخى از سخنان بزرگان در كتابهايشان را كه به اين حديث مربوط است بيان مىداريم :
1 - علّامهء عسكرى در معالم المدرستين 1 / 361 مىگويد :
« اين روايات را بر غير دوازده امام اهل بيت پيامبر ( ص ) كه عمر آخرين آنها به درازا كشيده شده است و پس از آنها دنيا نابود خواهد شد تصديق مكن . از آن جا كه علماى مكتب خلفا به امامان اهل بيت رضايت ندادند در تفسير اين گونه روايات صحيح سرگردان شدند و نتوانستند آنها را چنان تفسير كنند كه خود خشنود گردند . » 2 - ابن بطريق در عمده / 73 مىگويد :
« هر كه مسلمان باشد لزوما بايد از ثقلين يعنى قرآن و عترت پيروى كند . بر اهل بيت پيامبر لازم نيست از احدى پيروى كنند ، زيرا پيامبر ( ص ) وصيّت كرده است به اهل بيت او چنگ درزنند و اين را به امّتش دستور داده است . نيز پيامبر ( ص ) دستور داده است تا قطع شدن تكليف بايد از اين دو پيروى كرد ، چه ، پيامبر ( ص ) ، تمسّك به اين دو را تا ابد دانسته است و مدّت با هم بودن اين دو را تا هنگام ورود به حوض كوثر بر پيامبر ( ص ) معرفى كرده است . » 3 - ابن بطريق در همين مأخذ / 74 به حديث تقسيم امّت به هفتاد و سه فرقه اشاره كرده است :
« بنا به اجماع همهء مسلمانان خبرى از زبان پيامبر ( ص ) رسيده است كه فرقهء ناجيهء امّت را بيان مىدارد و اين همان فرقهاى است كه به ثقلين يعنى كتاب خدا و عترت رسول چنگ در زده است ، زيرا پيامبر ( ص ) فرموده است : « مادامى كه به اين دو چنگ درزنيد هرگز گمراه نگرديد » ، پس تمسّك به اين دو راه رستگارى و چنگ در نزدن به آن دو ، راه گمراهى است . »