هامش
سوم : كنار گذاشتن قرآن به منزلهء ستم به عترت :
در ميان امّتى كه شرم دارد و افترا نمىزند و از دروغ ، روى برمىتابد و خودسرى نمىكند اختلافى نيست كه وصىّ پيامبر خدا امير المؤمنين ( ع ) است كه صحابه را در هر دشوارى و گرفتارى راهنمايى مىكرد و آنها نمىتوانستند او را به سوى حق راهنمايى كنند و او هدايتشان مىكرد و جز او كسى هدايت نمىكرد و همه به او نياز داشتند و او از همه بىنياز بود و همهء علوم را در بر داشت و آنها نمىتوانستند به او نكتهاى بياموزند . با فاطمه ( س ) دخت پيامبر ( ص ) چنان كردند كه او را به اين وصيّت واداشت كه شبانه به خاكش بسپارند و كسى از امّت پدرش جز آن كه نامش را برد بر او نماز نگزارد .
اگر در اسلام مصيبتى پيش نمىآمد و مسلمانان را رسوايى و عارى در بر نمىگرفت و حجّتى براى مخالفان دين اسلام باقى نمىماند مگر آن چه به فاطمه ( س ) رسيد تا جايى كه با خشم از ميان امّت پدرش ره پيمود و چنان رفتارى با حضرتش - عليها السّلام - در پيش گرفته شد كه ايشان را واداشت وصيّت كند كسى بر او نماز نگزارد همين خود ، فاجعهاى عظيم و دهشتناك به شمار مىآيد كه به اهل غفلت هشدار مىدهد ، مگر آن كس كه خداوند بر قلبش مهر زده و كورش گردانيده است كه چنين پديدهاى را زشت نشمارد و بزرگش نداند و به چيزى نگيرد ، ولى اين وضع بر رنج يك مسلمان دامن مىزند و آتش آن را بيشتر بر مىافروزد و ترجيح مىدهد كه اى كاش او به جاى فاطمه ( س ) و على ( ع ) و فرزندان او اين رنج را تحمّل مىكرد و البته شأن چنين مسلمانى هم در نزد اهل بيت ، بزرگ است .
چهارم : دورى گزيدن از اهل علم و چنگ زدن به قياس و اجتهاد :
شگفتتر ادّعاى كران و كورانى است در اين كه در قرآن كريم ، علم همهء فرايض كوچك و بزرگ و احكام و سنن دقيق وجود ندارد . از آن جا كه اين عده ، علوم پيشگفته را در قرآن نيافتهاند به قياس و اجتهاد به رأى و تلاش در حاكم گردانيدن اين دو نيازمند شدهاند و اين دروغ را به پيامبر ( ص ) نسبت دادهاند كه ايشان ، اجتهاد را براى اين عدّه روا شمرده است .
هر كه اين حقيقت را انكار كند كه همهء امور دنيا و آخرت و احكام و فرايض و سنن دينى و هر آن چه اهل شريعت بدان نياز دارند در قرآنى موجود نيست كه پروردگار در بارهء آن فرموده است :تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ[ نحل / 89 ؛ ] سخن خداى را پس زده بر مقام كبريايىاش دروغ بسته ، كتابش را تصديق نكرده است .
به جان خودم سوگند آنها در بارهء خويش و پيشوايانشان در اين كه چنين امورى را در قرآن نمىيابند راست مىگويند ، زيرا اساسا اهل اين كار نيستند و علم آن بديشان داده نشده و خدا و رسولش براى آنها بهرهاى قرار ندادهاند . تمامى اين علوم را اهل بيت پيامبر ( ص ) به كسانى اختصاص دادهاند كه علم را به آنها بخشيدهاند و هدايتشان كردهاند ، كسانى كه بديشان دستور داده شده از اهل بيت سؤال كنند تا محلّ اين نكات را در كتابى براى آنها روشن سازند كه ايشان خزانه داران ، وارثان و بازگوكنندگان آنند .