تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
هامش
و عفت و نزاهت به اثبات رسيده است يعنى همان امامان خاندان پاك و دوازده امامى كه مادرشان زهراى بتول است ، زيرا اجماع است در اين كه ديگران از عصمت بىبهره‌اند و وجدان نيز اقتضاى خلاف آن را دارد ، چه ، از اعضاى ديگر بنى هاشم ، گناه سر مىزند و بسيارى از احكام را نمىدانند و امتيازى بر ديگر خلايق ندارند و نمىتوان آن‌ها را همسنگان قرآن در امور پيشگفته تلقّى كرد ، پس بايد برخى از آن‌ها مطرح باشند نه همگىشان ، زيرا آن‌ها چنانند كه گفتيم . امّا تفسير زيد بن ارقم كه مقصود ، مطلق بنى هاشم است در صورت صحّت صدور اين سخن از او پس از اقامهء دليل بر بطلان آن ديگر ضرورتى در پذيرش آن وجود نخواهد داشت . » در خلاصة عبقات الانوار 2 / 242 سخنى مشابه از توفيق ابو علم رسيده است . 10 - شيخ طوسى در تلخيص الشافى 2 / 247 - 246 به برخى از اخبار همچون : « از كسانى كه پس از من مىآيند پيروى كنيد » كه شبههء معارض حديث ثقلين هستند پاسخ‌هايى داده است كه ما يكى از آن‌ها را مىآوريم : « نخستين سخن پيرامون اين اخبار آن است كه با اخبار و احاديث ما ناهمگونى دارند ، زيرا اخبار ما را موافق و مخالف نقل كرده‌اند و مخالفان نيز آن‌ها را درست دانسته‌اند و امّت با نگاه پذيرش بدان‌ها نگريسته و اختلاف در تأويل و تفسير آن‌هاست ، در حالى كه اخبار مخالف با آن‌ها مسيرى ديگر گونه دارند و تنها شخص مخالف آن را نقل كرده است و چيزى از آن بر نمىتابد مگر آن كه پس از كشف آن و بررسى سند آن ، انحراف راوى و تعصّب مدّعى آن بر ما هويدا مىگردد ، و پيش‌تر بىارزش بودن مخالفت اخبارى را كه اين مسير را مىپيمايند روشن ساخته‌ايم . » 11 - علّامهء مجلسى در بحار الانوار 23 / 126 مىگويد : « مقصود از جدايى ناپذير بودن قرآن و عترت آن است كه خاندان پيامبر از الفاظ قرآنى و چگونگى نزول و تفسير و تأويل آن آگاهند و گواه صحّت قرآنند چنان كه قرآن نيز گواه حقانيّت و امامت ايشان است و هيچ كس به يكى از اين دو ايمان نمىآورد مگر آن كه به ديگرى ايمان بياورد . در توضيح اين سخن مىگوييم : همان گونه كه حديث ثقلين ، گواه جدايى ناپذيرى كتاب و سنّت است قرآن نيز گواه جدايى ناپذيرى آن با سنّت مىباشد و آياتى كه اين مفهوم را تفسير مىكند فراوان است و ما تنها برخى از آن‌ها را بيان مىداريم : الف -وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً[ نساء / 61 ؛ ] . در اين جا خداوند بيان مىدارد كه پيامبر ( ص ) ، همسنگ قرآن است . ب -فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ[ نساء / 64 ؛ ] . مىبينيم كه قرآن ، ايمان را پس از تحكيم به پيامبر و فرمان برى از او بيان مىدارد .