هامش
7 - سيّد شرف الدّين در مراجعات / 75 مىگويد :
« براى امامان عترت طاهره همين بس كه نزد خدا و رسول خدا همچون قرآن مجيدى باشند كه به هيچ روى باطلى بدانها راه نيابد و همين حجّتى است كه همه را با قدرت وامىدارد تا نسبت به مذهب آنها تعبّد داشته باشند . يك مسلمان هرگز براى كتاب خدا جانشينى را نمىپذيرد پس چگونه براى همسنگان آنانتقال را روا مىدارد ؟ . » 8 - آشتيانى در لوامع الحقائق ( مبحث امامت ) 1 - 2 در ضرورت عقلى حديث ثقلين مىگويد :
« ما در بحث نبوّت بيان داشتيم كه بايد براى كمال يافتن حكمت ايجاد جهان جسمانى و سامان يافتن امور دنيوى و اخروى مردم ، عالمى حكيم وجود داشته باشد كه بدون اختصاص به زمان و عصر و قرنى ، پاك و بر كنار از خطا باشد . نيز در همان جا نبوّت پيامبر ما ( ص ) و خاتميت او و اين كه پيامبرى پس از او نخواهد آمد و دين و شريعت او تا روز رستخيز باقى خواهد ماند ثابت شد . ضرورتا روشن است كه شارع حكيم در هر رويداد و رخدادى حكمى دارد كه مردم بايد بدان عمل كنند . آيات قرآنى نيز در حرمت تشريع و بدعتگذارى در دين ، صراحت دارند ، و روشن است قرآن كريمى كه بر پيامبر ( ص ) نازل شد و تا روز رستخيز معجزه باقى خواهد ماند در هدايت و آموزش و به كمال رساندن مردم ، كافى نيست و اختلافهاى ميان مسلمانان با آن از ميان نمىرود ، زيرا هر يك از آنها قرآن را بر اساس رأى و مسلك خود تفسير مىكند با آن كه در قرآن ، آيات مجمل و متشابهى وجود دارد كه فهم مقصود از آنها به مفصّل و مفسّر و مبيّنى نيازمند است كه با خاندان وحى و رسالت در پيوند باشد ، پس پيامبر ( ص ) ضرورتا مىبايست جانشينانى داشته باشد كه پس از ارتحال او به انجام همان وظايفى كمر بندند كه پيامبر ( ص ) در زمان حياتش بدانها مىپرداخت ؛ وظايفى همچون آموزش بندگان و به كمال رساندن ايشان و تبليغ احكام دين و اجراى قوانين دينى و نظاير آن - كه پيشتر در فوايد وجود پيامبر بيان داشتيم - و اثبات حقيقت اسلام براى مسلمانان و نبوّت محمّد ( ص ) با براهين قطعى يا اظهار معجزات و كرامات ، و تبيين آيات مجمل و متشابه قرآنى ، و حفظ شريعت محمّدى از تغيير و دگرگونى . » 9 - سيّد محسن امين در الغدير 3 / 298 مىگويد :
« حال كه اين حقيقت دانسته شد آشكار گشت كه ممكن نيست مقصود از اهل بيت ، همهء بنى هاشم باشند ، بلكه آن عامّى است كه اختصاص زده شده است با كسانى كه اختصاصشان در فضيلت و علم و زهد