هامش
ى - امر پيامبر به رعايت اهل بيت ( ع ) :
اين فرمودهء پيامبر ( ص ) : « پس بنگريد در بارهء آن دو چه پيش مىفرستيد » دليل ديگرى است بر وجوب پيروى از اهل بيت ( ع ) .
ك - قرآن و اهل بيت ، دو همراه :
اگر پيامبر ( ص ) نمىگفت جز « من دو امر را در ميان شما به يادگار مىنهم ، يكى از آن دو كتاب خدا و ديگرى اهل بيتم » باز هم دليلى كافى بود در امامت ايشان ( ع ) ، زيرا آن چه به ذهن مىنشيند چنين است : اين دو امر را پس از من حاكم قرار دهيد و خود را محكوم آن دو بدانيد و از آن دو پيروى نماييد و لگام خويش به دست آن دو سپاريد نه آن كه بر كتاب و اهل بيت حكومت كنيد و آنها را پيرو خويش قرار دهيد . . . چنين دوگانگى ناپسندى هرگز بر خاطر هيچ كس گذر نمىكند .
( تكميل و تتميم ) حديث ثقلين همان گونه كه بر امامت دوازده امام از اهل بيت ( ع ) و امامت بلا فصل على ( ع ) پس از پيامبر ( ص ) دلالت دارد بر وجود و بقاى امام دوازدهم - عجّل اللَّه تعالى ظهوره - حجّت منتظر نيز دلالت دارد .
بيان آن چنين است كه اين حديث دلالت دارد بر عدم جدايى قرآن و عترت تا روز رستاخيز به هنگام ورود به حوض كوثر . پس همان گونه كه قرآن تا روز رستاخيز باقى است بايد كسى وجود داشته باشد كه شايسته تمسّك و پيروى باشد و تا روز قيامت ، امام زمان و حجّت وقت از عترت طاهره تلقّى گردد .
ل - دلالت حديث بر عصمت امامان اهل بيت :
حديث ثقلين بر عصمت اهل بيت ( ع ) دلالت دارد ، زيرا :
اوّل : پيامبر در اين حديث به مسلمانان دستور داده است از اهل بيت پيروى كنند و دور است كه پيامبر ( ص ) به پيروى از خطاكاران و مخالفان با كتاب و سنت دستور دهد .
دوم : پيامبر ( ص ) ، اهل بيت را با كتاب خدا قرين ساخته به پيروى از هر دو با هم دستور داده است ، پس همان گونه كه قرآن از هر گونه باطلى بدور است اهل بيت نيز چنين هستند .
سوّم : پيامبر ( ص ) ، چنگ در زدن به اهل بيت را همچون چنگ زدن به قرآن مانع از گمراهى دانسته و كسى كه گمراهى بر خود او روا باشد نخواهد توانست مانع از آن گردد . .
چهارم : پيامبر ( ص ) به جدايى ناپذيرى ميان قرآن و عترت تصريح كرده است و اين بدان مفهوم مىباشد كه ايشان هيچ گاه با قرآن به مخالفت برنخواهند خاست .
پنجم : پيامبر ( ص ) ، در برخى طرق چنين تصريح دارد : « على ( ع ) با قرآن است و قرآن با على ( ع ) و اين دو از يك ديگر جدا نگردند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند » ، و اين تخصيص پس از تعميم است . . .
ششم : پيامبر ( ص ) ، براى على ( ع ) دعا كرده است ، چنان كه در برخى روايات آمده است : « خدايا ! حق را هر كجا كه على ( ع ) است قرار ده . » هفتم : پيامبر ( ص ) ، چنان كه در برخى احاديث آمده فرموده است : « يارى رسانندهء به آن دو به من يارى رسانده است و هر كه از يارى رساندن به آن دو دريغ ورزد از يارى رساندن به من دريغ ورزيده است ، دوست آن دو دوست من و دشمن آن دو دشمن من است » ، و آن هر دو را در عصمت همچون خويش دانسته است .