سپس پيامبر با رساترين صدا ندا در داد كه : آيا من به شما از خود شما اولى نيستم ؟
گفتند : آرى . پس پيامبر در حالى كه بازوى على را گرفت و به گونهاى آنها را بلند كرد كه سفيدى زير بغل حضرت ( ع ) ديده شد فرمود : پس هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست . « 1 »
هامش
( 1 ) شريف مرتضى در شافى آن گونه كه بحار الانوار 37 / 237 - 236 در بيان صحّت حديث غدير از او نقل مىكند مىگويد :
« دلالت بر درستى اين خبر را نمىجويد مگر فرد خيره سر ، چرا كه اين خبر هم ظهور دارد و هم شهرت و هر كه آن را بشنود برايش علم حاصل خواهد شد و جوياى تصحيح حديث غدير و دلالت آن نيست مگر همچون كسى كه مىخواهد از صحّت جنگهاى آشكار و مشهور و احوال معروف يا حجّة الوداع حضرت ( ص ) با خبر شود ، زيرا ظهور همه اينها و عموميت آگاهى از آنها يكسان است . . . اين خبر چنان منحصر به فرد است كه ديگر احاديث در آن شركتى ندارند ، زيرا اخبار دو گونهاند : يكى خبرى كه اسانيد متّصل در نقل آن معتبر نيست همچون خبر جنگ بدر و خيبر و جمل و صفّين ، و گونهء ديگر ، خبرى است همچون اخبار شريعت كه اتّصال اسانيد در آن معتبر است و شيعه و سنّى در آن اتفاق نظر دارند » .
او پس از آوردن خبر تحليف مىگويد :
« اگر روشنى اين خبر همچون خورشيد نمىبود جايز نمىبود امير المؤمنين ( ع ) به ويژه در اين مقام آن را ادّعا كند » .
امّا در دلالت خبر مىگوييم :
سخنان علماى هر دو فرقه در دلالت و حصر اين خبر به معناى اولويت و امامت و خلافت ، بسيار فراوان است كه ما برخى از آنها را چكيده مىآوريم :
از جملهء ايشان است ابن بطريق در عمده 119 - 112 ده وجه براى معناى مولى برمىشمرد و اين معانى را با « اولى » آغاز مىكند و سپس مىگويد :
« اين ستون و ركنى است كه معانى ديگر اقسام بدان باز مىگردد و بدانيد كه اهل زبان و عربى پردازان تصريح دارند كه « مولى » در بردارندهء معناى « اولى » است » .
او پس از آوردن شواهدى كه بر اين ادّعا دلالت دارد ديگر معانى را به اين معنى باز مىگرداند و مىگويد :
« حال كه مسأله چنان است كه بيان داشتيم ثابت مىشود كه منظور پيامبر ( ص ) از اين سخن : « هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست » همان معناى اولى است كه آن را پيشتر آورد و بيان داشت و ديگر جايز نيست اين كلمه به ديگر گونههاى واژهء « مولى » و احتمالات آن برگردانده شود ، و اين مقتضى آن است كه على ( ع ) از خود مردم به آنها اولى باشد ، زيرا ثابت شده است كه حضرت ( ع ) مولاى ايشان است چنان كه پيامبر ( ص ) براى خود ثابت دانست كه مولاى مردم است و خداوند سبحان ثابت كرده است كه پيامبر از خود مردم به ايشان اولى است ، پس ثابت مىشود كه پيامبر ( ص ) از خود مردم به آنها اولى است ، پس ثابت شد كه پيامبر بنا به تعبير قرآن كريم اولى و بنا به تعبير خود پيامبر مولاست ، پس اگر معنى يكى نباشد