مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
« 1 » « 2 »
هامش
( 1 ) مائده / 67 ؛ اى پيامبر ! ابلاغ كن آن چه را كه از خدايت برايت نازل شده و اگر چنين نكنى رسالت او را نرساندهاى و خدا تو را از مردم نگاه مىدارد .
( 2 ) علّامهء مجلسى در بحار الانوار 37 / 249 مىگويد :
« اخبار پيشگفته كه دلالت دارد بر نزول اين آيهء مباركه :يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ، از عواملى است كه معيّن مىكند مقصود از مولى همان فرد شايستهتر و جانشين و امام است ، زيرا تهديد به اينكه اگر مولى را معرفى نكند در حكم آن است كه چيزى از رسالت خود را ابلاغ نكرده است و از طرفى ضمانت حفظ او بايد در رساندن حكمى باشد كه رساندن آن بهبود دين و دنيا را براى همهء مردم در بر دارد و در پرتو آن حلال و حرام تا روز رستخيز براى مردم روشن خواهد شد و پذيرش آن براى خويشان دشوار خواهد بود و آن چه در احتمالهاى واژهء « مولى » بيان داشتهاند جز مفهوم خلافت و امامت على ( ع ) را در بر ندارد ، زيرا در پرتو خلافت و امامت اوست كه آن چه را پيامبر ( ص ) در احكام دين بيان داشته باقى مىماند و امور مسلمانان سامان مىيابد ، و كينههاى مردم نسبت به امير المؤمنين ( ع ) موجب شد فتنههايى از سوى منافقان برانگيخته شود و لذا خداوند حفظ پيامبر را از شرّ ايشان تضمين كرد » .
ابن بطريق در خصائص / 58 مىگويد :
« آگاه باش كه خداوند سبحان در اين آيه از فضل مولاى ما امير المؤمنين ( ع ) به گونهاى پرده بر مىدارد كه رسانندهء اين حقيقت است كه ولايت حضرت ( ع ) از هر فريضهاى كه خداوند واجب گردانيده برتر است و اعلان مىدارد كه مقام حضرت ( ع ) برتر است از مقام همهء پيشينيان و پسينيان از انبيا و صدّيقانى كه پس از پيامبر ( ص ) آمدهاند .
امّا آن چه دلالت دارد بر اين كه ولايت حضرت بزرگتر است از ديگر فرايض و مؤكّدتر از همهء واجبات ، همين آيهء كريمه است كه :يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ. پس ولايت حضرت ( ع ) قائم مقام نبوّت است ، زيرا با درستى رساندن ولايت از سوى خداست كه شهادتلا إِلهَ إِلَّا اللَّهُسود مىرساند و نرساندن اين ولايت تبليغ رسالت را به بطلان مىكشاند .
پس اگر ولايت حاصل شود تبليغ رسالت ، صحّت مىيابد و اگر اين امر رسانده نشود تبليغ رسالت سودى در بر نخواهد داشت و آن چه شرط باشد در صحّت وجود امرى پس وجود آن صحيح نخواهد بود مگر به وجود اين شرط و اين شرط ، همچون همان امر واجب خواهد بود » .