اخبار در اين زمينه بيشتر از آن است كه به شماره درآيد .
مبحث هشتم : در اين كه پيامبر ( ص ) تصريح دارد على سرور هر آن كسى است كه حضرتش ( ص ) سرور اوست :
( 1 ) پيامبر ( ص ) امير المؤمنين ( ع ) را به يمن فرستاد تا آن چه را با مسيحيان نجران در گرفتن پارچهء ابريشمى و نقدينه و خمس و زكات يمن توافق كرده بودند بستاند .
پيامبر ( ص ) رو به سوى حج نهاد و در دورترين شهرهاى مسلمانان ندا در داد كه براى خروج از مكانشان آماده شوند . پيامبر ( ص ) در بيست و پنجم ذى قعده خارج شد و به امير المؤمنين نامه نوشت كه از يمن به حج روى آورد ولى نوع حجّى را كه تصميم گزاردن آن را داشت مشخّص نكرد . پيامبر ( ص ) براى گزاردن حجّ قران با آوردن قربانىهايى خارج شد و از ذى الحليفه ، احرام بست و مردم نيز با او احرام بستند و امير المؤمنين ( ع ) از يمن خارج شد . هنگامى كه پيامبر ( ص ) از راه مدينه به نزديكى مكّه رسيد امير المؤمنين ( ع ) نيز از راه يمن به نزديكى مكّه رسيد . امير المؤمنين براى ديدار پيامبر ( ص ) از لشكر پيش افتاد و پيامبر را دريافت در حالى كه مشرف به مكّه بود .
پيامبر ( ص ) با ديدن او شاد شد و فرمود : با چه احلال كردى ؟ امير المؤمنين ( ع ) گفت : تو براى من از احلال خود ننوشتى و من نيّت خود را به نيّت تو بستم و گفتم : احلالى