مبحث هشتم : در اخلاق خوش حضرت ( ع ) :
( 1 ) عقلا با هم اختلافى در اين ندارند كه امير المؤمنين ( ع ) خوش اخلاقترين مردم بوده است تا جايى كه حضرت ( ع ) به سبب خوش اخلاقى به مطايبه گويى و حسن رفتار با اطرافيانش نسبت داده شده است .
( 2 ) روايت شده است كه حضرت ( ع ) بر زن بيچارهاى گذر كرد كه كودكان خردى داشت كه از گرسنگى مىگريستند و مادرشان آنها را مشغول مىداشت و با ايشان به بازى مىپرداخت تا بخوابند . اين مادر آتشى برافروخته بود و بر آن ديگى نهاده بود كه در آن ديگ تنها آب بود و بس و براى كودكانش چنين وانمود مىكرد كه در اين ديگ خوراكى است كه براى آنها مىپزد . امير المؤمنين ( ع ) وضع را دريافت . حضرت ( ع ) به همراه قنبر به منزل رفت و ظرف خرمايى با كيسهء آردى و مقدارى دنبه و برنج و نان با خود برداشت و بر شانهء شريفش نهاد . قنبر تقاضا كرد كه او اين كالاها را حمل كند ولى حضرت ( ع ) اجازه نداد . چون به در خانهء آن زن رسيد اذن ورود خواست . زن نيز اذن دخول داد .
حضرت قدرى برنج [ در ديگ ] ريخت و قدرى نيز چربى در ديگ جاى داد . پس چون از پختن آن فارغ شد خوراك را براى كودكان كشيد و از آنها خواست به خوردن مشغول شوند . چون كودكان سير شدند حضرت ( ع ) در خانه مىگشت و كودكانه و مضحك سخن مىگفت و كودكان نيز مىخنديدند .
هنگامى كه حضرت ( ع ) از آن خانه خارج شد قنبر به او گفت : سرورم ! امشب چيز