ادعيهء اوقات و اماكن شريف و مقدّس را از او آموختند .
عبادت پيشگى او بدان جا رسيده بود كه هر گاه [ در نماز ] روى به سوى خداى مىكرد با تمامى وجود و با قطع نظر از دنيا روى به سوى حق تعالى مىآورد [ تا جايى كه او ] دردى را احساس نمىكرد ، زيرا آن گاه كه خواستند تير از پيكرش برون آورند رهايش كردند تا هنگام نماز رسد ، پس چون به نماز پرداخت و روى به سوى خداوند آورد آهنى را از پيكرش برون آوردند « 1 » .
( 1 ) سرور ما زين العابدين - صلوات اللَّه عليه و سلامه - در يك شبانه روز هزار ركعت نماز مىگزارد و با صحيفهء امير المؤمنين ( ع ) دعا مىخواند و سپس چونان انسانى كه جام صبرش لبريز شده باشد آن را به كنارى مىنهاد و مىگفت : عبادت من كجا و عبادت على كجا « 2 » . « 3 »
هامش
( 1 ) اين خبر در احقاق الحق 8 / 602 به نقل از مناقب مرتضويه / 364 نقل شده است .
( 2 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد 1 / 27 + ينابيع المودّة / 150 .
( 3 ) ابن ابى الحديد در مقدّمه شرح نهج البلاغه ، پيرامون عبادت على ( ع ) مىگويد :
« هنگامى كه ما در دعاها و مناجاتهاى حضرت ( ع ) ژرفانديشى كنيم و بزرگداشت و تجليل مقام كبريايى از سوى حضرت ( ع ) را كه در بردارندهء هيبت الهى و خشوع در برابر عزّت او و پيروى از خداوند سبحان است از نظر بگذرانيم اخلاص نهفته در وجود حضرت ( ع ) را در مىيابيم و فهم مىكنيم كه اين ادعيه از كدام قلب بيرون مىآيد و بر كدام زبان جارى مىشود » .
وى در جاى ديگرى از مقدّمهء خود مىگويد :
« ضرورتا چنين پديدهاى ظهور نخواهد يافت مگر از روى كمال نفسانى و صفاى درونى و علم و شناخت كاملى كه نقطهء امتياز اوست بر كسى كه در بيشتر مدّت عمر خود ، پستى و بىارزشى سنگ را در نيافته و در باقيماندهء ايّام عمرش به پايينترين مراتب اين عبادت موصوف نگشته است » .
بخارى در باب « انديشهء فرد در نماز » پيش از ابواب « سهو » در بارهء عمر مىگويد : « من لشكريانم را در حال گزاردن نماز تجهيز مىكنم » .
شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 542 - 547 پس از آوردن اين دو سخن از ابن ابى الحديد مىگويد :
« چگونه مىشود صاحب چنين عبادت و شناختى را با ديگران سنجه كرد ؟ و آيا بر اساس آيين عقل ، پسنديده است كه چنين كسى رئيس دين و امام مذهب باشد و آن شخصيّت مأموم ؟ داورى عدالت و برهان قاطع چنين حكمى ندارد » .