حضرت ( ص ) به او فرمود : به پيشگاه خدا دعا كن تا خورشيد را براى تو برگرداند و تو آن را در وقتش - به همان شكل كه از دست دادهاى - ايستاده برگزار كنى و خداوند به سبب فرمانبرى تو از خدا و رسول ، دعايت را اجابت مىكند .
امير المؤمنين ( ع ) از خداوند عزّ و جلّ خواست كه خورشيد را باز گرداند ، و خورشيد براى او بازگردانده شد و در محل خود در آسمان به هنگام نماز عصر قرار گرفت و امير المؤمنين ( ع ) نماز عصر را در هنگامش گزارد و سپس خورشيد غروب كرد .
( 1 ) بار دوم پس از پيامبر ( ص ) بود . هنگامى كه حضرت ( ع ) مىخواست در بابل از فرات بگذرد . بسيارى از صحابه به گذراندن چهارپايان و بارهاى خود اشتغال داشتند .
حضرت ( ع ) با گروهى از اطرافيان خود نماز عصر بگزارد ، ولى مردم از امور مربوط به عبور و مرور فارغ نشدند تا آن كه خورشيد غروب كرد و نماز بسيارى از آنها از دست رفت و مردم فضل نماز جماعت با حضرت ( ع ) را از دست دادند و لذا در اين باره با حضرت ( ع ) سخن گفتند . چون حضرت ( ع ) سخن ايشان را در اين باره شنيد از خداوند خواست خورشيد را براى او باز گرداند تا همهء اصحابش بتوانند به جماعت نماز عصر را در هنگامش برگزار كنند و خداوند دعاى حضرت را اجابت كرد ، [ و در اين حال خورشيد در افقى قرار گرفت چنان كه به هنگام عصر قرار مىگيرد و همين كه جماعت سلام نماز را دادند خورشيد ناپديد شد و صداى فرو ريزش بلندى از آن شنيده شد ] . اين صدا خود ، مردم را هراساند و آنها تسبيح ، تقديس و تهليل و استغفار خود را فزونى دادند « 1 » « 2 » .
هامش
( 1 ) ارشاد مفيد / 182 + المناقب + خوارزمى / 217 + مناقب ابن مغازلى / 96 - 99 + تذكرة الخواص / 53 .
( 2 ) سبط بن جوزى در تذكرة الخواص / 54 - 55 مىگويد :
« اين معجزهء پيامبر اكرم ( ص ) و كرامت على ( ع ) است و اين امر اجماعا تنها از آن يوشع بوده است و جز اين نيست كه چنين امرى يا معجزهاى است براى موسى يا كرامتى براى يوشع . اگر براى موسى است كه پيامبر ما افضل از اوست و اگر براى يوشع است كه على هم افضل از او مىباشد . پيامبر اكرم ( ص ) فرموده است : علماى امّت من همچون پيامبران بنى اسرائيل هستند ، و اين سخن در حق علماى معمولى است چه رسد به على ( ع ) » .
در الغدير 3 / 130 همين سخن از او نقل شده است .
شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 464 مىگويد :
« امّا دلالت اين سخن بر امامت امير المؤمنين ( ع ) آشكارتر از خورشيد است ، زيرا از بزرگترين دلايل است در اهتمام به امور حضرت و فضل او بر همهء اصحاب تا جايى كه هيچ يك از آنها خواب رسيدن به چنين مقامى را هم نمىبيند » .
بنگريد به : الغدير 3 / 126 - 141 .