تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤

« در آوردگاه پهناور دنيا ، در اردوى زندگى ، چون گوسفندانى مباش كه بىاراده رانده مىشوند قهرمانى باش در تكاپو » ( 1 ) « هان در اين جهان هراس بدل راه مده ، به زودى خواهى دريافت چه بزرگ مرتبه است رنج كشيدن و قوى دل بودن . » ( 2 ) « وه چه شكوهى دارد اين جهان ، در چشم كسى كه با دلى مشتاق در زير آسمان پر جبروت و درخشان به پيش مىرود و مىبيند كه وظايفش نيك انجام شده و روزهايش به خوبى گذشته است آرى ، براى او در دل باد و برگهاى زرد نداها و تعاليم فصيحى نهفته است . بدين گونه ، چنين كسى نغمهء با ابّهتى را كه مرگ براى همه سروده است خواهد شنيد و بدون اشكى ، به آرامگاه ابدى خود خواهد رفت . » ( 3 )

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 8 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 16 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 30 . .