تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

پشت ابرها هنوز خورشيد مىدرخشد ، سر نوشت تو همان است كه ديگران دارند . در هر زندگى بايد بارانها فرو ريزد و بعضى روزها بايد تيره و حزن آلود باشد . » ( 1 ) « آيا سايه هايى را كه از كنارت مىگذرد مىبينى ، چون كبوترى كه چشمان بيم زده اش پرواز سايهء شاهين را ببيند ؟ آيا صداهايى را كه از ساحل مىآيد مىشنوى ، صداهايى كه گوشهاى ما ، چون از هاىهاى آبشار كر شده‌اند ؟ ديگر ياران شنودن آنها را ندارند ؟ وه ، اى كودك آرزو زندگى ، شنهاى فرود برنده دارد ، زندگى دامها دارد اضطراب و پيرى بىخبر مىرسند همچنان كه نغمهء شيرينى به اوج مىرسد ، و صبح به جانب ظهر پيش مىرود ، و ارديبهشت بر مىآيد و بدرون خرداد راه مىجويد . » ( 2 ) در ميان الوارهاى بلند سياه سايه هاى مواج گسترده بود ، و جريانى كه از اقيانوس مىآمد

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 60 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 72 - 70 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 86 | محمد تقي جعفري