بلكه در انتظارش هستم . . هر بار بخواهيد مىتوانيد مرا شلاق بزنيد ، از گرسنگى بكشيد . . آتشم بزنيد . . همهء اينها وسيله خواهد شد كه هر چه زودتر مرا به ديارى كه بايد به آن جا بروم ، روانه كنيد » ( 1 ) « آهاى كسانى كه آزادى را از انسان مىگيريد چه پاسخى به خداوند خواهيد داد ؟ » ( 2 ) « بسيارى از ما در اين جادهء دشوار زندگى بارها احساس كردهايم كه مرگ از زنده ماندن خيلى آسانتر است انسان رنج كش در برابر مرگ پر از وحشت و آزار و شكنجه و اضطراب ، لااقل يك نوع مرگ و هدف دارد ، زيرا احساس مرگ و نيل به آرامش و پيروزى ابدى خود موجد يك نوع تلاطم و تب و هيجان است كه سبب مىشود آدمى اين بحران رنج و درد را شجاعانه طى كند . » ( 3 ) « هنگامى كه مژدهء اطمينان بخش پيروزى را در آسمانها نوشته مىبينم ترس خيالى را از خود دور مىكنم و اشك را از ديده گانم مىزدايم آرى ، بگذار جهان به جوش و خروش آيد ، و دوزخ غرش كنان گشوده شود ، من كينهء اهريمن را خوار مىشمارم و به دنياى تهديد كننده مىخندم بگذار بد بختىهاى و امواج سهمگين و طوفانهاى درد ،
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 77
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٧
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 498 - 497 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 507 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 508 . .