تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠

« عقل و منطق را رهنماى خود قرار دهيد و از من بپذيريد كه طبيعت ديوانه نيست ، بگذاريد كار خودش را بكند ، زيرا كار او عالىترين كارى است كه مىتوان كرد . » ( 1 ) « خواه زيبا باشى و خواه خردمند ، خواه توانگر باشى و خواه نيرومند و گشاده دست ، اين همه تا آن « آن » را نداشته باشى كه راز زيبايى زيبايان و نيك بختى نيك بختان است ، هيچ سودت نخواهد كرد . راز همه چيز ، آن نغمه‌اى است كه از نغمهء جان برخاسته است . اين « آن » ( منظور از آن - سر نوشت است ) را با كار و فكر و هنر نمىتوان جست . حتى زيبايى خدايان نيز اگر از اين آتش گرمى بخشى برى باشد ، سود ندارد . نامهء سپاهى اگر از پيروزى او خبر ندهد چه اثر مىبخشد ؟ » ( 2 ) « اى رقيب گل سرخ براى چه در اين جا روييده‌اى ؟ بارها اين راز را پرسيده و هرگز پاسخ آن را ندانسته‌ام ، اما در نادانى پر صفاى خود فكر مىكنم كه همان نيرويى كه به من زندگى بخشيد ، تو را نيز براى زنده بودن آفريده است . » ( 3 ) « براى آن كس كه همه چيز را آفريده ، كوچك و بزرگ نيست ، هر جا كه او هست همه چيز هست و هيچ جا هم نيست كه او در آن نباشد . » ( 4 ) « علم تعاقب بامدادى زنبوران وحشى ، شناسايى زمان و مكان رويش گلهاى خود رو ، آشنايى با پرواز پرندگان و عادات خاص هر يك از مرغان جنگل نشين ، علم به اين كه چگونه لاكپشت سر در زير لاك خويش مىبرد و چسان موش خرمايى براى خود خانه مىسازد و موش كور ديوارى در زير خاك بر گرد خويش مىكشد ، چگونه قرقى جوجهء خود را غذا مىدهد و آشيانهء خويش را از شاخ درخت مىآويزد ،

هامش
( 1 ) منتخبى از اشعار امريكايى ، مقالهء نامهء منظوم ، « دكتر فرانكلين » ، ص 9 . .
( 2 ) منتخبى از اشعار امريكايى ، مقاله سر نوشت ، « راف ولدو امرسن » ، ص 13 . .
( 3 ) منتخبى از اشعار امريكايى ، رود و را ، « راف ولدو امرسن » ، ص 15 . .
( 4 ) منتخبى از اشعار امريكايى ، مقالهء تاريخ ، « راف ولدو امرسن » ، ص 16 . .