تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦

مىماند ، به كارمان مىآيد و همين مىبايد به ما بياموزد كه خدايى هست كه به مقاصد خام و نتراشيده مان شكل مىدهد . » ( 1 ) « هملت - حتى فرو افتادن يك گنجشك در دفتر قضا ثبت است . اگر مرگ براى هم اكنون است ، تأخيرى بر نمىتابد ، هم اكنون فرا نرسد ، به وقت خود خواهد رسيد . عمده آماده بودن است و چون آدمى از متاع دنيا چيزى با خود نمىبرد ، براى چه پيش از وقت ترك آن نگويد ؟ بگذار آن چه شدنى است بشود . » ( 2 ) « هملت - . . . اى كسانى كه از اين ضرب شست سر نوشت رنگتان پريده بر خود مىلرزيد و تماشاگران گنگ اين صحنه‌ايد ، من اگر مهلت مىداشتم ، - ولى مرگ اين قاضى سنگ دل ، در احكامش چون و چرا روا نمىدارد ، - اوه مىتوانستم به شما بگويم . . . ولى ، بگذريم ، هوراشيو ، من مىميرم ، تو زنده مىمانى ، حال مرا و امر مرا براى كسانى كه به چشم انكار مىنگرند بدرستى گزارش كن . » ( 3 )

منتخباتى از كتاب پنج حكايت ويليام شكسپير

« اى خواجهء گرامى در سيماى تو نقش اندوهى نمودار است ، ظاهراً بر اين جهان ناچيز قدر و قيمت بسيار مىنهى ، آنان كه به بهاى غم و اندوه گران خريدار كالاى اين جهاناند نقد سرمايه را زيان مىكنند » ( 4 ) « انتانى در پاسخ گفت : اى يار عزيز من بر اين جهان چنان كه هست مىنگرم به چشم من دنيا بازيگر خانه است كه هر كس در آن لعبى مىبازد و سهم من در آن ميان نقشى غم انگيز است . » ( 5 )

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 206 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 217 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 224 . .
( 4 ) پنج حكايت ، ويليام شكسپير ، ترجمهء اصغر حكمت ، ( طبع دوم ، 1956 ) ، ج 1 ، ص 4 . .
( 5 ) پنج حكايت ، ويليام شكسپير ، ج 1 ، ص 4 . .