تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

گل كامكارى گام بر مىدارند و پروايى از مواعظ خود ندارند . » ( 1 ) « پولونيوس - آن چه مىانديشى بر زبان مىآور و به انديشه هاى نسنجيد جامهء عمل مپوشان ، دوستان خود را پس از آزمودن با پنجهء فولادين در جان خود جاى ده ، ولى دستهاى خود را براى پذيرايى هر خام سر از تخم در آورده فرسوده مكن ، از ستيزه بپرهيز ، اما اگر بدان كشانده شدى چنان بكوش كه از تو پروا كنند . گوش خود را به شنيدن گفتهء هر كس بگمار ، ولى با كمتر كسى هم داستانى كن . با هر كسى راى بزن ، اما قضاوت خود را فاش مگردان . به مقتضاى آن چه در كيسه دارى رختهاى گرانبها بپوش ، اما دور از بو الهوسى باش : جامه ات فاخر باشد ، نه پر زرق و برق ، زيرا هيئت ظاهرىاى بسا كه بر خود مرد دلالت مىكند و در فرانسه مردم بلند پايه و و الا مقام خاصه از اين راه نشان مىدهند كه نسبت عالى دارند . نه وام بگير و نه بده ، زيرا وام دادن چه بسا از دست دادن پول و دوست هر دواست و اما وام گرفتن عقل معاش را كند مىدارد . به ويژه اين يك نكته : با خود درست كار باش و همچنان كه بيقين شب از پس روز مىآيد ، نتيجه چنان خواهد بود كه با ديگران نخواهى توانست دغلكار باشى . خدا به همراه ، دعاى خير من اين پندها را در تو بارور كناد » ( 2 ) « هملت - بله ، به راستى ، ولى با آن كه من از همين سرزمينم و با چنين مراسمى زاده و پرورده شده‌ام ، باز بر آنم كه اين رسم همان بهتر كه منسوخ گردد . اين شاد خوارى احمقانه موجب مىشود كه از خاور تا به اختر همهء ملتها بر ما خرده بگيرند و نكوهشمان كنند و مىخواره مان بخوانند و نام ما را با كنيهء خوك بچه بيالايند ، بىشك اين عيب هنرهاى ما را هر چند در مرتبهء والايى باشد از جوهر و مغز افتخار خود محروم مىگرداند . در مورد آحاد مردم نيز چنين است ، چه بسا كه به سبب لكهء ناهنجارى در سرشتشان ، مثلًا نقصى در نسب خويش ، - و آنان در اين باره چه گناه

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 38 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 39 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 55 | محمد تقي جعفري