تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

خروج از آن را نيز تحمل نمايد . » ( 1 ) « ادگار - خدايان عادلند و از شرارتهاى نامطبوع وسايلى به وجود مىآورند تا از ما انتقام بكشند . » ( 2 ) « ادگار - آه كه زندگى ما تا چه حد شيرين است كه ترجيح مىدهيم هر ساعت شكنجه هايى نظير درد مرگ را متحمل شويم و يك باره نميريم . » ( 3 ) « امير آلبانى - اين عدالت و مكافات خداوند است كه ما را به لرزه مىاندازد و نمىتواند ما را متأسف سازد . » ( 4 ) « امير آلبانى - سنگينى اين زمانهء افسرده را بايد بر روى شانه هاى مطيع تحمل كنيم و آن چه را كه احساس مىكنيم و نه آن چه را كه شايسته است بگوييم ، بر زبان آوريم . سالخورده ترين ما بيشتر از همهء ما متحمل آن بوده و ما كه جوان هستيم هرگز آن قدر زندگى نخواهيم كرد و اگر هم بكنيم اين قدر غم و اندوه را هرگز نخواهيم ديد . » ( 5 )

منتخباتى از كتاب هملت ويليام شكسپير

« هملت - اوه كاش اين تن سخت جان مىتوانست بگدازد و آب شود و همچون شبنم محو گردد يا باز ، كاش پروردگار جاويد خود كشى را نهى نفرموده بود خدايا خدايا چقدر امور اين جهان در نظرم فرساينده و نابه كار و بىمزه و سترون مىنمايد تفو تف ، بر اين جهان باد باغى است پر گياه هرز كه دانه بر آورده
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 269 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 279 . .
( 3 ) ليرشاه ، ويليام شكسپير ، ص 280 . .
( 4 ) همان مأخذ ، ص 283 . .
( 5 ) همان مأخذ ، ص 288 . .