و چيزهاى پست و ناهنجار آن را در تصرف گرفته . . . » ( 1 ) « لايرتيس - جز اين هيچش ندانيد ، زيرا در طبيعت تنها رگ و پى يا پيكر نيست كه مىبالد . بتدريج كه معبد تن وسعت مىيابد ، مراسم نيايش جان و هوش در آن دامنهء وسيعترى مىگيرد . شايد او اين دم دلباختهء شماست و هيچ ناپاكى و فريبى چهرهء شريف آرزويش را تيره نمىدارد ، ولى با سنجش پايگاه بلندى كه دارد ، شما بايد از آن بترسيد كه اراده اش به دست خود نباشد ، چه او فرمانبردار نسبت والاى خويش است ، او نمىتواند مانند مردم بىنام و نشان به دل خواه خود رفتار كند ، چه ايمنى و سلامت سراسر كشور به انتخاب او وابسته است : از اين رو انتخاب او به ناچار با راى و خواست پيكرى كه او سر آن است محدود مىگردد . » ( 2 ) « لايرتيس - افيليا ، خواهر گراميم بر حذر باشيد ، از محبت خود گامى وا پستر بمانيد ، تا از دسترس خطر كامجويى بيرون باشيد . پرهيزكارترين دوشيزه اگر زيبايى خود را در برابر ماه از پرده به در كشد ، باز بيش از آن چه بايد گشاده دستى نموده است . حتى فرشتهء تقوى از ضربات افترا مصون نيست ، شته چه بسا كه پيش از شكفتن غنچه ها فرزندان بهارى را مىخراشد و در شبنم زلال بامداد جوانى است كه خطر سرايتهاى مرگبار نزديكتر است . پس به هوش باشيد ، بهترين ايمنى در ترس است و جوان اگر چه تنها بوده باشد باز با خود سر طغيان دارد . » ( 3 ) « افيليا - من اين اندرزهاى نيكو را نگهبان قلب خود خواهم ساخت ، ولى برادر عزيزم شما خود از آن كشيشان ناپارسا نباشيد كه راه دشوار و پر خس و خار آسمان را به ما نشان مىدهند ، اما خود بسان آدم هرزهاى خود خواه و بىباك در جادهء پر
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 54
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٤
هامش
( 1 ) هملت ، ويليام شكسپير ، ترجمهء م . به آذين ، ص 29 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 37 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 38 . .