تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
و قرار دادى . اجتماع انسانى به جهت دو خصوصيت ( روانى و قرار دادى ) ، از اجتماع حيوانى تفكيك مىشود ، زيرا در حيوانات تا آن جا كه شناسايىهاى معمولى ما اجازه مىدهد تنها ارتباطات طبيعى است كه موجب تشكل زندگى اجتماعى براى آنها مىگردد . مانند زنبوران عسل و موريانه ها و مورچه ها و . . . ( اگر چه هر يك از انواع حيوانات اجتماعى با روابط مخصوص و متمايز از يكديگر در زندگانى اجتماعى به سر مىبرند ) اجتماعاتى را كه بشر در طول تاريخ خود تشكيل داده است خواه اجتماعات ابتدايى و خواه اجتماعات متمدن به طور عمده مرهون دو نوع ارتباط روانى و قرار دادى است . 3 - تنوع و اختلاف افراد با يكديگر - اگر افراد انسانى كه مىخواهند اجتماعى را تشكيل بدهند ، تنوع و اختلافى با يكديگر نداشتند ، مانند انبوه شدن ميلياردها آجر و پاره سنگ ، هرگز تفاعل و تكاپويى صورت نمىگرفت ، تا اجتماعى را به عنوان يك سيستم منظم به وجود بياورند . لزوم اين سه عنصر اساسى براى متشكل شدن افراد ، در به وجود آوردن اجتماع به هيچ وجه قابل ترديد نيست . مسلم است كه طبيعت هر فرد از گذرگاه گرديدنهاى فراوانى عبور مىكند تا موجوديت يك فرد از انسان را تشكيل بدهد . اين گرديدنهاى ابتدايى به وجود آورندهء اولين عنصر اجتماع در يك فضاى خالى انجام نمىگيرد ، بلكه در ميان گرديدنهاى محيط و اجتماعى كه در آن به وجود آمده است متبلور مىشود و به عبارت روشن گرديدنهاى طبيعى فرد از گرديدنهاى محيط و اجتماع ( از نظر اقتصادى ، مذهبى ، اخلاقى ، حقوقى ، سياسى و . . . ) رنگ آميزى مىشود و بدون اين كه فرد آگاهى داشته باشد در گرديدنهاى محيط و اجتماع غوطه ور مىشود . در همين مرحله است كه معمولا تعينها و خواص درونى افراد سر نوشت خود