را به دست مىآورد . ( 1 ) يك تضاد فوق العاده مهم براى حركت فرد در اين مرحله وجود دارد كه بارور شدن آن تضاد بستگى بمساعدت عوامل طبيعى محيطى و انسانى دارد . اين تضاد عبارت است از كشمكش تعينهاى فردى يك انسان با اصول و قوانين تثبيت شدهء اجتماع . به نظر مىرسد كه اگر آمار گيرى دقيقى در اين موضوع صورت بگيرد ، خواهيم ديد كه نسبت تضادهاى بارور شدهء تعينها و خواص مثبت فردى ، با اصول و قوانين اجتماعى كه تعيين كنندهء مسير فرد است ، ( 2 ) در هر قرنى تقريباً مساوى عدد قهرمانان ( به معناى عمومى ) بشرى در مقابل تمام افراد بشرى است . تعيين اين نسبت به عهدهء مطالعه كنندهء انديشمند است كه آيا اين نسبت مساوى 1 به 1000000 است يا كمتر يا بيشتر ، بعيد نيست كه با ملاحظهء جمعيت روى زمين از دورانهاى گذشته تا كنون نسبت فوق اگر كمتر نباشد زيادتر نيست . به همين جهت بود كه ويكتور هوگو مىگفت : به استثناى يك يا دو قهرمان در هر قرنى ، همهء شخصيتها را كه مردم آنها را قهرمان مىنامند از ضعف باصرهء آنها ناشى مىشود .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 578
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٧٨
هامش
( 1 ) گفتيم : معمولًا ، اين كلمه را براى آن آورديم كه رنگ آميزى شدن و به عبارت اصطلاحىتر : گرديدن تعينها و خواص همهء افراد به وسيلهء اجتماع به ظهور نمىرسد ، زيرا اگر چنين بود ، تاريخ بشرى حتى يك قدم هم نمىتوانست پيش رفت كند ، روشن است كه تحولات علمى و اجتماعى و سياسى كه مسير اجتماعات را تغيير مىدهد ، مستند به خود افراد است . .
( 2 ) امثال برتراند راسل مىتوانستند در نشان دادن طرق بارور شدن تضاد فوق نام قهرمان را تا ابد براى خود ثبت كنند و الا نه با گسيختن اصول انسانى مىتوان تضاد فوق را حل و فصل كرد و نه با آوردن مثالهاى شيرين و فكاهى در پيچيده ترين مشكلات انسانى مىتوان راهى را براى گرديدن مطلوب تضاد فوق هموار نمود . .