تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣

وَغَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي اَلأُكُلِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ 13 : 4 . » ( 1 ) ( در كرهء زمين قطعات و موجودات هستند كه پهلوى يكديگر و مجاور هم قرار گرفته‌اند . [ ولى با يكديگر ، اختلاف دارند ] ، باغهايى از انگورها و ساير روييدنىها و درختان نخل وجود دارد ، بعضى اين نخلها از يك اصل و ريشه ، بعضى ديگر از اصول و ريشه هاى مختلفى هستند ، همه اين موجودات گوناگون از يك آب كه نوع معينى از مايع است سيراب مىشوند بعضى از محصولات زمين را از نظر مطبوع بودن در خوردن به بعضى ديگر ترجيح مىدهيم . در اين جريان شگفت انگيز آياتى براى مردم عاقل و خردمند وجود دارد ) . چنان كه گفتيم : موضوع تاثير اساسى خاصيت درونى در گرديدن قابل ترديد نيست ، ولى اين مسئله هم بايد مورد توجه قرار بگيرد كه آيا ضد درونى اشياء هم كه يكى از حقايق موجود در جهان طبيعت است ، ضدى در درون دارد كه موجب گرديدن آن است ؟ ممكن است اين سؤال براى كسانى كه معارف خود را در چار چوبهء نمودهاى طبيعت تصفيه مىكنند ، يك سؤال متافيزيكى تلقى شود و بگويند : ما ديگر كارى با آن نداريم كه ضد درونى براى يك ضد ( يا خاصيت ) كه در درون يك موجود وجود دارد ، چيست ؟ يا اصلا چنين چيزى وجود دارد يا نه ؟ بعقيدهء ما اين يك سؤال متافيزيكى نيست ، بلكه ناشى از كليت قانونى است كه زير بنايش علم است . لذا بايد اين سؤال مطرح شود و پاسخ قانع كننده‌اى بر آن داده شود . در موقع تحليل نهايى هر خاصيت در يك موجود فيزيكى ( در غير مورد خود حيات و روان نه ميدان بروز آنها كه مادى است ) سر و كار ما با كوچكترين ذرات طبيعت

هامش
( 1 ) سوره الرعد ، آيهء 4 . .