تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
اين دو عنصر نه تنها با يكديگر تضادى ندارند ، بلكه دو نيرو هستند كه يكديگر را تقويت و ارگانيسم حيات را از نابودى نجات مىدهند . ضد درونى كه در پديدهء حيات مىتوان تصور كرد ، در دو مورد است : مورد اول - ضدى كه در درون موجوديت فعلى جاندار است كه موجب نفى فعليت آن مىگردد و پديدهء حيات را به لحظات بعدى مىراند . مورد دوم - خواستهء حيات كه اساسا بقاء و تثبيت موقعيت است با عوامل مزاحم درونى و برونى . ولى محصول اين تضاد ، گرديدن مغاير با خود حيات نيست ، بدين معنى كه اين تضاد ، حيات را منفى نمىسازد ، يا حيات را با عوامل مزاحم و متضاد ادغام نمىكند . نوع انسان نظر به مرحلهء اول حيات ، در تمام مسائل فوق با ساير حيوانات شريك است ولى انسان پس از به دست آوردن حيات ، راه خود را از ساير حيوانات جدا كرده فعاليتهاى دقيقتر و سازندگى عقلانى و طبيعى با اهميتترى را آغاز مىكند . اين راه را كه انسان شروع مىكند ، در اين بررسىها مرحلهء دوم ناميده‌ايم . انسان داراى موجوديت بسيار پيچيده تر و دقيقتر و به اضافهء داشتن حيات داراى روان است كه علوم معينى را به خود اختصاص داده است ، از قبيل روان شناسى ، روان پزشكى ، روان كاوى و . . . اگر ما بتوانيم در بارهء تمام حيوانات خشكى و دريايى كرهء زمين شناسايىها لازم و كافى به دست بياوريم ، اگر به موجود انسانى برسيم و بخواهيم آن را بشناسيم ، اندوخته هاى ما در بارهء حيوانات بيش از يك مشت شناسايىهاى خام و ابتدايى و سطحى در بارهء انسان چيز ديگرى نخواهد بود . بنا بر اين شايسته است كه از نظر علمى بگوييم : موجوديت جسمانى و روانى و فردى و اجتماعى و ساخته شدن و سازندگى انسان و بهره بردارى او از طبيعت گرديدنهايى است كه گويى با اصول و قوانين گرديدنهاى حيوانات حتى شباهت قابل مقايسهء موجودى هم ندارد .