كه عادلانه است ، مثلًا مزد كارى را كه كارگرى براى من صورت داده است به او مىپردازم . اين پرداخت مزد يك پديده است كه علت فاعلى آن من و علت غايى آن پرداخت حق كارگر و ايفاء به تعهد و علت مادى آن مجموعهء اراده و حركات عضوى و مالى است كه به عنوان دستمزد پرداخته شده است . علت صورى اين پديده وضع مخصوص پديدهء مزبور است كه صورت گرفته است . ( 1 ) مسلم است كه خود علت صورى كارى كه من انجام دادهام ، نمىتوانست خود به خود به وجود بيايد ، براى هستى كارى كه من انجام دادهام ، علت فاعلى ضرورت داشته است . از طرف ديگر براى اين كه ارزش كار مزبور را بدانم ، مجبورم كه از هدفى كه من از كار منظور كردهام اطلاع داشته باشم ، آيا براى ايفاء تعهد بوده است ؟ آيا به طور جبرى صورت گرفته است ؟ اما ماده و صورت كار مجموعا همان پديده است كه در خارج عينى تحقق يافته است . مقصود جلال الدين استناد پديدهء فوق به فاعل و غايت است كه بدون آن يا پديدهاى وجود ندارد و يا داراى ارزش نمىباشد ، اما مىدانيم كه بنا بروش روحى جلال الدين همهء مزايا و پديده هاى با ارزش كه خواه در خود فاعل و خواه در هدف و غايت وجود داشته باشد مستند بدرياى عظمت الهى است . لذا خود فاعل كه روح يا تحرك آن است و همچنين غايت كه يكى از فعاليتهاى روح است ، پديده هاى عارضى هستند كه بدرياى عظمت الهى مستند مىباشند . بيت دوم مىتواند همين معنى را به خوبى توضيح بدهد . زيبايىها و لطفهاى طبيعى مانند زيبايى گل و زيبايى جسمانى انسانها را ، از
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 504
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٠٤
هامش
( 1 ) البته اين يك تحليل تقريبى است كه براى روشن شدن مسئله بيان كرديم ، زيرا تطبيق علل چهارگانهء فاعلى و غايى و مادى و صورى در كارهاى انسانى يا صحيح نيست و يا احتياج به تفسيرى دارد كه با تفسير آن علل در نمودهاى فيزيكى متفاوت است . .