ترسيدن فرعون از آن بانگ و غريو و غوغا
( ( 892 ) ) از سوى ميدان چه بانگ است و غريو
كز نهيبش مىرمد جنّى و ديو
( ( 893 ) ) گفت عمران شاه ما را عمر باد
قوم اسرائيليانند از تو شاد
( ( 894 ) ) از عطاى شاه شادى مىكنند
رقص مىآرند و كفها مىزنند
( ( 895 ) ) گفت باشد كاين بود اما و ليك
وهم و انديشه مرا پر كرد نيك
( ( 896 ) ) اين صدا جان مرا تغيير كرد
از غم و اندوه تلخم پير كرد
( ( 899 ) ) زهره نى عمران مسكين را كه تا
باز گويد اختلاط جفت را
( ( 897 ) ) پيش مىآمد سپس مىرفت شه
جملهء شب همچو حامل وقت زه
( ( 898 ) ) هر زمان مىگفت اى عمران مرا
سخت از جا برده است اين نعره ها
( ( 900 ) ) چون زن عمران به عمران در خزيد
تا كه شد استارهء موسى پديد
( ( 901 ) ) هر پيمبر كه در آيد در رحم
نجم او بر چرخ گردد منتجم
تفسير ابيات
فرعون مىپرسد كه علت اين بانگ و غريو كه حتى جن و ديو از نهيبش رم مىكند چيست ؟ عمران در پاسخ فرعون مىگويد : عمر شاه ما دراز باد ، چيزى نيست ، اسرائيليان از محبتهايى كه از تو ديدهاند شادى مىكنند ، برقص در آمده و كف مىزنند .
فرعون مىگويد : اين شادىها خوب است ، اما درون من از وهم و خيال در بارهء اين شادىها پر شده است .
اين صداها كه مىشنوم چيز ديگرى در بر دارد ، زيرا مىبينم تغييرى در جان من به وجود آورده است ، غم و اندوهى در سراسر وجودم احساس مىكنم ، كه زندگانىام را به سوى پيرى مىكشاند .