از طرف ديگر عمران قدرت آن را نداشت كه داستان هم خوابگى با زنش را به فرعون باز گو نمايد .
وجود فرعون را اضطراب عجيبى فرا گرفته بود ، مانند زنى كه درد زاييدن گرفته است به اين سو و آن سو مىرفت و پى در پى تكرار مىكرد كه عمران اين نعره ها را كه مىشنوم سخت از جا كنده مىشوم .
[ فرعون تيره بخت اطلاع نداشت كه به كدامين نقطهء سر نوشت رسيده است ] .
آن همه بانگ و غلغله به جهت پيدا شدن ستارهء موسى عليه السلام در آسمان بود كه با هم خوابگى عمران با زنش صورت گرفته بود .
به طور كلى هر پيمبرى كه وارد رحم مادرش شود ، ستاره او در آسمان پديدار مىگردد . [ اين مسئله چنان كه در صفحات بعدى خواهيم گفت به دليل معتبرى مستند نيست . ]
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 472
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٧٢