تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
آنها مىنگريست و مىگفت : آن فردى را كه مىخواهم ، اين شخص نيست و دستور مىداد كه برود و گوشه‌اى بنشيند . با اين مكر و حيله ، همهء مصريان را جمع كرد و دستور داد گردن همهء آنان را زدند . آرى آن گروهى كه دعوت كنندهء الهى را براى به جاى آوردن نماز كه دستور الهى است اجابت نكند ، به اين شومى و بد بختى گرفتار مىگردد و دعوت حيله گرانهء جاه طلبان خونخوار به سقوط مرگبارشان مىكشاند ، اى رشد يافتگان انسانى از مكر شيطان بترسيد ، بانگ درويشان و نيازمندان را بشنويد ، اگر چه طمع كار و زشت خو باشند ، زيرا در ميان همين شكم بارگان صاحب دلانى هم پيدا مىشوند . اين دنيا اقيانوسى است كه گوهرها و سنگها در قعر آن با هم در آميخته است در اين دنيا فخر و موفقيت با ننگ و عار مخلوط است . بىنوا اسرائيليان از بامداد همان روز كه فرعون حيلهء نشان دادن خود را براى آنان به كار بسته بود ، با جنب و جوش زياد رو به ميدان رفتند . وقتى كه همهء آنها روانهء ميدان شدند ، فرعون روى خود را به آنان نشان داد و دل دارىها كرد و بخششها نمود . عطاها و وعده ها داد و سپس گفت : امشب براى حفظ جانتان در همين ميدان بمانيد . اسرائيليان پيش نهاد فرعون را پذيرفتند و گفتند : هر خدمتى كه بفرمايى عمل خواهيم كرد ، حتى اگر دستور بدهى كه يك ماه در اين ميدان بمانيم .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 465 | محمد تقي جعفري