تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣

حكايت در تمثيل

( ( 858 ) ) همچنان كآن جا مغول حيله دان گفت مىجويم كسى از مصريان ( ( 859 ) ) مصريان را جمع آريد اين طرف تا در آيد آن كه نى بايد به كف هر كجا بد مصريى جمع آمدند گردن ايشان بدان حيله زدند ( ( 860 ) ) هر كه مىآمد بگفتا نيست اين هين در خواجه در آن گوشه نشين ( ( 861 ) ) تا بدين شيوه همه جمع آمدند گردن ايشان بدان جيله زدند ( ( 862 ) ) شومى آن كه سوى بانگ نماز داعى الله را نبردندى نياز ( ( 863 ) ) دعوت مكارشان اندر كشيد الحذر از مكر شيطان اى رشيد ( ( 864 ) ) بانگ درويشان و محتاجان نيوش تا نگيرد بانگ محتاليت گوش ( ( 865 ) ) گر گدايان طامعند و زشت خو در شكم خواران تو صاحب دل بجو ( ( 866 ) ) در تك دريا گهر با سنگهاست فخرها اندر ميان ننگهاست ( ( 867 ) ) پس بجوشيدند اسرائيليان از پگه تا جانب ميدان روان ( ( 868 ) ) چون به حيلتشان به ميدان برد او روى خود بنمودشان بس تازه رو ( ( 869 ) ) كرد دل دارى و بخششها بداد هم عطا هم وعده ها كرد آن قباد ( ( 870 ) ) بعد از آن گفت از براى جانتان جمله در ميدان بخسبيد امشبان ( ( 871 ) ) پاسخش دادند كه خدمتها كنيم گر تو خواهى يك مه اين جا ساكنيم ( ( 858 ) ) همچنان كآنجا مغول حيله دان گفت مىجويم كسى از مصريان

كشتار مغول مصريان را در كجا بوده است ؟

از ظاهر بيت چنين استفاده مىشود كه اين كشتار در خود مصر بوده است . مغول اگر چه قصد هجوم به مصر را در سر مىپرورانده است و حتى آباقا خان : « از همان اوان سلطنت خيال حمله به شام و مصر و كشيدن انتقام شكست عين جالوت