تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦

باز گشتن فرعون از ميدان به شهر شاد به تفريق بنى اسرائيل از زنانشان در شب حمل

( ( 872 ) ) شه شبانگه باز آمد شادمان كامشبان حمل است و دورند از زنان ( ( 873 ) ) خازنش عمران هم اندر خدمتش هم به شهر آمد قرين صحبتش ( ( 874 ) ) گفت اى عمران برين در خسب تو هين مرو سوى زن و صحبت مجو ( ( 875 ) ) گفت خسبم هم در اين درگاه تو هيچ ننديشم به جز دل خواه تو ( ( 876 ) ) بود عمران هم از اسرائيليان ليك مر فرعون را دل بود و جان ( ( 877 ) ) كى گمان بردى كه او عصيان كند آن كه خوف جان فرعون آن كند ايمن از عمران بد و افعال او ليك آن خود بد جزاى حال او خود كجا در خاطر فرعون بود اين چنين تقدير چون عاد و ثمود ( ( 876 ) ) بود عمران هم از اسرائيليان ليك مر فرعون را دل بود و جان ( ( 877 ) ) كى گمان بردى كه او عصيان كند آن كه خوف جان فرعون آن كند
طغرايى در آن لاميهء معروفش مىگويد :
اعدى عدوك ادنى من وثقت به فحاذر الناس و اصحبهم على دخل (
دشمنترين دشمنانت همان كسى است كه نزديكترين مورد اطمينان تست . همواره از مردم بر حذر باش و در همنشينى با آنها توجه و احتياط را مراعات كن ) . مىگويند : نورى سعيد نخست وزير اسبق كشور عراق رفاقت خيلى نزديكى با عبد الكريم قاسم داشت و گاهى نام عبد الكريم را كريم مىگفت و اين گونه صدا كردن نام دلالت به خصوصيت و رفاقت بيشتر مىكند و متلاشى شدن نورى سعيد به دست
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 466 | محمد تقي جعفري