تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤

را داشت . » ( 1 ) ولى هرگز موفق نشد كارى از پيش ببرد ، بلكه بنا به آن چه از تواريخ بر مىآيد : مغول سه بار در عرض بيست سال از لشكريان شام و مصر شكست خورده بود . « . . . در تاريخ پنج شنبه 14 رجب سال 680 جنگى ميان مغول و مسلمانان مصر و شام در شهر حمص اتفاق افتاد ، جناح يسار قشون اسلامى منهزم شد و تا نزديكى حمص از طرف مغول تعقيب گرديد و جماعتى از ايشان به دمشق گريختند ولى جناح يمين و قلب مقاومت كرده منكو تيمور را شكست سخت دادند و مغول گريختند و خبر هزيمت خود را پيش آباقا كه به محاصرهء قلعهء رحبه مشغول بود بردند و او نيز در فرار با سپاهيان خود شريك شد و وقعهء حمص رابع فتوحات ابلستين و بيره و عين جالوت گرديد . » ( 2 ) بدين جهت نبايد مقصود جلال الدين از « كانجا » خود مصر بوده باشد . در نسخهء انقروى به جاى كلمهء مزبور « كاينجا » است كه اشاره به كشورى است كه جلال الدين در آن زندگى مىكرده است ، اين كشور تركيهء امروز است كه در گذشته آن را روم مىگفتند . انقروى در شرح همين بيت مىگويد : « لشكر تاتار در اين ولايت روم مصريان را با حيله كشتند . . . » ( 3 ) و اين حادثه كاملًا ممكن بوده است .

تفسير ابيات

چنان كه در روم مغول حيله گر نقشه‌اى به راه انداختند و فرمانده مغول گفت : من يك فرد از مصريان را مىخواهم ، همهء مصريان را حاضر كنيد تا آن يك فرد را پيدا كنيم . از همهء نواحى و محله ها و كوچه ها مصريان را آوردند و آن فرمانده به يكايك
هامش
( 1 ) تاريخ مفصل ايران از استيلاى مغول تا اعلان مشروطيت ، ج 1 ، از حملهء چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ، ص 210 عباس اقبال . .
( 2 ) تاريخ مفصل ايران از استيلاى مغول تا اعلان مشروطيت ، ج 1 ، ص 216 . .
( 3 ) شرح مثنوى انقروى ، ج 2 ، ص 78 . .