است كه در بارهء كار يا سكوت صورت مىگيرد و الا ، چنان كه در مباحث پيشين گفتهايم : تمام حركات و پديده هايى كه از انسان به وجود مىآيد از نظر ارزش بىطرف و بىاقتضا است و ارزش و اقتضاى نيكى و بدى از هدف گيرى روح و نيت ناشى مىشود . بنا بر اين ارزيابى تمام شئون انسانى بستگى به جريانات روحى او دارد و جاى ترديد نيست كه اگر روح آدمى رو به سوى حق و حقيقت بوده باشد ، بدان جهت كه به طور مستقيم تحت مشيت الهى است ، لذا بدون واسطه مشمول توفيق الهى مىگردد ، ولى روىگرداندن به سوى حق و حقيقت كاملًا تحت اختيار خود انسان است . اگر انسان در نيروى اختيار خويش در رهسپار شدن به سوى حقيقت بهره بردارى نمايد ، اين بهره بردارى اگر چه خيلى ناچيز هم بوده باشد ، بدان جهت كه روح خود را به يكى از خواسته هاى الهى خود رسانيده است و بدان جهت كه عظمت روح تابع قوانين كمى و كيفى نيست ، لذا يك لحظه بهره بردارى صحيح موجب جهش عالى روح به قلمرو حق و حقيقت مىباشد . اما سرعت جهش و عظمت آن عبارت از توفيق ربانى است كه خود باعث روشن شدن تاريكىهاى ديگر و به فعليت رسيدن نيروهاى مخفى وجود آدمى است . به همين جهت است كه اگر شخصى به هيچ وجه نخواهد در راه حق و حقيقت گامى بر دارد ، مشمول لطف و عنايت و توفيق ربانى نخواهد گشت . در آن آيهء شريفه كه مىگويد : « إِنْ أُرِيدُ إِلَّا اَلإِصْلاحَ مَا اِسْتَطَعْتُ وَما تَوْفِيقِي إِلَّا بِالله 11 : 88 . » ( 1 ) ( من جز اصلاح در حدود توانايىام ، چيز ديگر نمىخواهم ، توفيق از ناحيهء خدا است و بس ) . ملاحظه مىشود كه اولا هدف گيرى و نيت خود را متذكر مىشود و سپس
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 456
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٥٦
هامش
( 1 ) سوره هود ، آيهء 88 . .