موفق بودن در اين هدف گيرى را به خدا مستند مىسازد . روشن مىشود كه توفيق ، آن عنايت ربانى است كه كار و كوشش هدف گيرى شدهء انسان را به ثمر مىرساند . در آيهء ديگر مىفرمايد : « وَإِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِه وَحَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ الله بَيْنَهُما إِنَّ الله كانَ عَلِيماً خَبِيراً 4 : 35 . » ( 1 ) ( اگر از جدايى ميان شوهر و زن ترسيديد ، يك حكم از طرف مرد و يك حكم از طرف زن تعيين كنيد ، اگر مقصود آن دو حكم [ يا زن و مرد ] اصلاح بوده باشد ، خداوند توفيق خود را شامل حال آنها خواهد فرمود ، خدا دانا و آگاه است ) . در آيهء فوق اين حقيقت صريحا تذكر داده شده است كه توفيق الهى پس از هدف گيرى خود انسان است . در بيت مورد تحليل :
جهد بىتوفيق جان كندن بود
ز ارزنى كم گر چه صد خرمن بود
بايستى دقت بيشترى شود ، زيرا اگر مقصود از جهد بىتوفيق ، كوشش در راه مخالف خواست الهى باشد ، صحيح است و اين گونه كوشش همان جان كندن است كه نتيجهاى جز خسارت براى موجوديت انسان ندارد و اگر مقصود مطلق جهد و كوشش بوده باشد ، يعنى همان پديدهء حركت و جنبش منظور شود كه طبيعت جسمانى و روحانى انسان اقتضا مىكند ، مضمون بيت فوق صحيح نيست ، زيرا جلال الدين در دفتر اول ( رجوع بحكايت خواجه تاجر ) چنين گفته بود :
گه تناقض گاه ناز و گه نياز
گاه سوداى حقيقت گه مجاز
مرد غرقه گشته جانى مىكند
دست را در هر گياهى مىزند
تا كدامش دست گيرد در خطر
دست و پايى مىزند از بيم سر
هامش
( 1 ) سوره النساء ، آيهء 35 . .